به یاد مبارز خستگی ناپذیر، زنده یاد سردار حق‌بین فرمانده لشکر قدس گیلان
همچو ابراهیم از دل شولای آتش گذشت
رحیم زریان
 

نخستین آژیر خطر قرمز از رادیو او را هشیار کرد و بر آن داشت تا از خواب تن رها شود و ارمغان بیداری را پاس بدارد. روز سی و یکم شهریور ۱۳۵۹ با هجوم ناجوانمردانه هواپیماهای جنگی رژیم بعثی عراق به خاک ایران، که با طراحی امپریالیسم جهانخوار بود تا بار دیگر بتواند ایران آزاد و رها شده از بند و چنگال خود را به استثمار مجدد در آورد؛ هواپیماهای جنگی صدام بر آن بودند تا تمام فرودگاه‌های ملی ایران را با بمباران ساقط کنند. به ویژه فرودگاه مهرآباد تهران را. غافل از آن که روح مسیحایی امام امت، ملت را از خواب غفلت بیدار کرده و مردم آزاده و بیداردل ایران از انقلاب و کشور خویش دفاع خواهند کرد.

وقتی که حضرت امام(ره) روز پنجم آذر ۱۳۵۸ را روز بسیج عمومی و ارتش بیست میلیونی ملت ایران قرار داد، نیروهای مبارز و مردمی در سراسر کشور اقدام به ایجاد پایگاه مقاومت بسیج خودجوش در مساجد کشور کردند.

با تأسیس هزاران پایگاه بسیج مقاومت، مبارز و مردمی زیر نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکیل شد و نیروهای مقاومت به پاسداری از دستاورد انقلاب اسلامی در برابر کژی‌ها و انحرافات، منافقین، کمونیست‌ها و چریک‌های فدایی خلق کوشیدند و آنان را از مقاصد شوم شان باز داشتند.

با این تفکر و تیزبینی حضرت امام، آمادگی نسبی در میان اقوام و ملت ایران شکل گرفت. منافقین و دیگر گروه‌های انحرافی تیرشان به سنگ خورد و پایگاه مردمی خویش را از دست دادند. به همین دلیل اقدام به حرکات وحشیانه کردند و عملیات ترور و انفجار را سرلوحه کار خود قرار دادند تا به زعم باطل خویش بتوانند راه انقلاب را سد کنند و انقلاب اسلامی را به بن بست بکشانند.

آنها یاران امام را یکی بعد از دیگری ترور کردند، ولی با راهبری پیامبرگونه امام(ره)، ملت یکپارچه شد و مانند کوهی در مقابل منافقین و منحرفین داخلی و متجاوزین خارجی ایستاد و تمامی مکر و نیرنگ شان را باطل کرد و از بین برد و چون سدی مرصوص شد به فرمان روح خدا!

سردار «محمدعلی حق بین»که در زادگاهش روستای تازه آباد لنگرود و در میان خانواده زندگی می‌کرد و با جریان انقلاب اسلامی همسو بود؛ در زمستان سال ۵۸ به همراه پسرعموهایش به عضویت بسیج محله چال  کیاسر لنگرود در آمد و در آن پایگاه به دفاع از ارزش‌های انقلاب در مقابل منافقین و ضد  انقلاب پرداخت تا ایام جنگ و دفاع مقدس که در بهار سال ۱۳۶۱ و در سن ۱۶ سالگی، برای نخستین بار به جبهه اعزام شد. او در سال ۱۳۶۲ به عضویت رسمی سپاه پاسداران شهرستان لنگرود در آمد و در تیپ قدس گیلان به فرماندهی گروهان عمار رسید و در عملیات‌های متعددی شرکت کرد. وی مثل دیگر رزمندگان بسیجی، از عاشقان امام و انقلاب اسلامی بود.

گزیده ای از شرح حال سردار

محمدعلی حق‌بین سال ۱۳۴۵ در روستای تازه آباد شهرستان لنگرود متولد شد. چنان که گفته شد، بهار ۱۳۶۱ در ۱۶ سالگی به عنوان امدادگر به عضویت تیپ ۲۵ کربلا در آمد و به تدریج نیروی رزمی شد.

او در سال ۱۳۶۲ در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ثبت نام کرد و به همراه تیپ قدس گیلان، در قامت فرمانده گروهان عمار در عملیات‌های متعدد پاکسازی کردستان و چند مأموریت برون مرزی حضور داشت. از انتهای سال ۱۳۶۴ تا ابتدای سال ۱۳۶۷ جانشین فرماندهان گردان کمیل، شهیدان حسن  رضوان  خواه و محمد اصغری خواه بود و پس از شهادت

اصغری خواه با حکم فرمانده لشگر قدس، فرمانده گردان کمیل شد و تا سال ۱۳۷۶ فرمانده گردان بود.

پس از آن نیز مسئول عملیات تیپ ۲ لشگر و یک سال و نیم بعد، مسئول ستاد تیپ شد. مسئولیتی که تا سال ۱۳۸۰ ادامه داشت. او در این دوره با فعالیت‌های تیپ در کردستان، احزاب قدرت خود را از دست دادند و امنیت پایدار به کردستان برگشت.

حق‌بین از سال ۱۳۸۲ تا سال ۱۳۸۶ به ترتیب مسئولیت‌های لجستیک لشگر، جانشینی و فرماندهی تیپ را عهده‌دار شد.

در سال ۱۳۸۶ با ارتقای تیپ به لشگر، به سمت فرماندهی لشگر پیاده قدس گیلان منصوب شد و ده سال در این مسئولیت خدمت کرد.

سال ۱۳۹۱ که گروه پژاک و پ.ک.ک در منطقه شمال غرب ارومیه، برخی از روستاهای ایران را تصرف کردند، لشگری به فرماندهی سردار حق بین، با تجربه‌ای که در دوران جنگ در منطقه کردستان داشت، توانست در کنار دیگر یگان‌های رزم،در یک دوره پنج ساله، تحت فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا، پژاک و پ.ک.ک را وادار به عقب نشینی کند.

بعد از شروع فعالیت گروه‌های تروریستی تکفیری در سوریه، لشگر قدس گیلان مأموریت یافت به مصاف نیروهای تروریست برود.

عملیات برجسته این لشگر در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ تحت عنوان نصر ۲ بود که رزمندگان لشگر، منطقه شیعه نشین نیل الزهرا را پس از ۴ سال محاصره از دست تروریست‌ها پس گرفتند و ۵۵ هزار نفر مردم شیعه در محاصره را آزاد کردند. عملیاتی که سردار شهید حاج قاسم سلیمانی پس از آن، بر دست و صورت سردار حق‌بین فرمانده لشگر قدس گیلان بوسه زد و این عملیات را «فتح خیبر» نامید و فرمود: «ما چهار سال پشت این در گیر کرده بودیم.»

در سال ۱۳۹۸ سردار حق‌بین مفتخر به دریافت نشان فتح ۳ شد و مدتی هم به عنوان مسئول اداره رزمی تخصصی معاونت آموزش کل سپاه فعالیت کرد.

فاتحان ماؤوت

«محمد به محض ورود به شهر ماؤوت، وارد پاسگاه پلنگی عراقی‌ها شد و از همان جا با حسین املاکی تماس گرفت. حسین اصرار داشت که نباید وارد شهر بشوید. چون بیسیم ارتباطی لشکر را هم داشتم، مکالمه آنها را به طور مستقیم گوش می‌کردم. املاکی فکر می‌کرد که محمد با اصرار می‌خواهد مجوز ورود به شهر را از او بگیرد، اما محمد واقعاً داخل شهر بود.

وقتی اطمینان املاکی را جلب کرد و املاکی متوجه شد که شوخی نیست و محمد داخل شهر است، بلند تکبیر گفت. من صدای حسین املاکی را شنیدم که با خوشحالی فریاد زد: «الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر». و بعد ادامه داد: «همون جا باشید و مواظب باشید. من الآن میام.»

تقریباً سی چهل دقیقه زمان می‌برد تا خود را به آنجا برساند. به هر ترتیب، حسین املاکی هم وارد شهر ماؤوت شد.

محمد دستور داد نیروهایی که دیشب عملیات کرده بودند، وارد شهر شوند. خودم به همراه گروهان خیبر، زمان اذان مغرب وارد شهر ماؤوت شدیم.

پاسگاه پلنگی دشمن تبدیل شد به مقر فرماندهی گردان کمیل. بقیه نیروها هم در شهر مستقر و مشغول نگهبانی شدند. شب را در شهر ماؤوت استراحت کردیم. شهری که متعلق به دشمن بود. صبح روز بعد برای رعایت مسائل امنیتی و جلوگیری از هلی‌بُرن دشمن، دوباره به ارتفاعات ژاژیله برگشتیم. محمد به همراه دو گروهان در شهر ماندند.

آن روز هم گذشت. عراق با امکانات قوی‌تر وارد معرکه شد. گردان‌های حمزه، به فرماندهی آقای مهدی خوش سیرت و گردان ابوالفضل به فرماندهی آقای مجید مرآت، به جای ما آمدند. گردان کمیل و گردان امام حسین  (ع)به فرماندهی آقای صادق رضائی به منطقه تبوک،همان عقبه منطقه عملیاتی لشگر برگشتند.

چند روز جهت احتیاط در منطقه بودیم و بعد از آن، نیروها به همراه فرمانده برای مرخصی به گیلان رفتند. مردم گیلان از جمله مردم لنگرود، از پیروزی فرزندان‌شان مطلع شده بودند و در مرکز شهر به گرمی از آنها استقبال کردند. من به اتفاق جمعی از فرماندهان و تعدادی از نیروها از منطقه مستقیم برای دیدار امام به جماران رفتیم، اما توفیق حاصل نشد.

دیدار به فردای آن روز موکول شد. آن شب در تهران مریض شدم و تب کردم. به همراه بعضی از دوستان به گیلان برگشتیم. تعدادی از آنها ماندند و از نزدیک امام را زیارت کردند، اما من هیچ وقت امام را از نزدیک ندیدم.»

حق‌بین به خاطر دلاوری‌ها و شایستگی‌هایی که داشت، از آغاز جنگ تحمیلی و تا پایان جنگ و دفاع مقدس، با مسؤلیت‌های متعدد و در عملیات‌های زیادی شرکت داشت که از آن جمله‌اند:

۱- حضور در عملیات محرم،حضور در منطقه جُفیر، هور الهویزه، طلایه، کرخه کور

۲- حضور در اولین عملیات در کردستان، منطقه الواتان و عملیات در روستای الواتان، عملیات قادر(سراسپندار) منطقه اشنویه و…، منطقه عملیاتی والفجر ۹ در مریوان

۳- حضور در منطقه سه راهی محمدیار، به سمت پیران شهر

۴- حضور در عملیات کربلای ۲، شهادت فرمانده گردان کمیل شهید حسن رضوان خواه و انتصاب محمد اصغری‌خواه به عنوان فرمانده گردان کمیل

۵- حضور در عملیات کربلای ۵ جزیره بُوارین – عملیات گسترده کربلای ۵ با رمز یا زهرا (س) و با چند لشگر شروع شد برای تصرف شهر بصره عراق

۶- بعد از عملیات کربلای ۵ با حسین همدانی فرمانده لشگر تسویه حساب شد و آقای الیاس حضرتی به سرپرستی لشگر قدس گیلان منصوب شد.

۷- ادامه عملیات والفجر ۱۰ و آزادسازی ارتفاع «بانی بُنُوک»، بعد از فتح قله بانی بنوک فرمانده گردان کمیل محمد اصغری خواه گزارش تثبیت عملیات را که فرماندهی عملیات و قائم  مقام گردان کمیل محمدعلی حق‌بین به اطلاع شان رسانده بود را به فرماندهی لشگر قدس گیلان آقای عبداللهی اعلام کرد.

۸- در ادامه عملیات والفجر ۱۰ و فتح قله بانی بنوک، شب هنگام ارتش بعثی عراق سراسیمه دست به چند پاتک زد و نیروهای گردان در کانال به طور پراکنده مستقر بودند تعداد زیادی از نیرو به شهادت رسیدند و همچنین فرمانده گردان کمیل محمد اصغری خواه به شهادت رسید، روزهای بعد درگیری‌های دو طرف به شدت ادامه داشت.

عراقی‌ها برای بازپس گیری ارتفاعات بانی بنوک، عملیات شیمیایی کردند. بسیاری از رزمندگان، به ویژه حسین املاکی، قائم مقام لشگر قدس، به شهادت نایل آمدند.

بعد از شهادت فرمانده گردان محمد اصغری خواه، محمدعلی حق‌بین به فرماندهی گردان کمیل منصوب شد. ضمناً برادر آقای حق‌بین نیز شهید مسلم حق در همین عملیات به

شهادت رسید.

بسته شدن پرونده جنگ تحمیلی

خرداد سال ۱۳۶۷ بعد از عملیات والفجر  ۱۰، عراق در منطقه شلمچه پاتک کرد و قسمتی از منطقه عملیات کربلای ۵ در محدوده شلمچه را پس گرفت. ایران هم در عملیات بیت المقدس ۷ مصمم شد که مناطق از دست داده را دوباره پس بگیرد.

محمدعلی حق‌بین* از بهار ۶۱ تا تابستان ۶۷ در عملیات‌های متعدد و در مناطق مختلف و گسترده شرکت داشت و به درجه جانبازی نائل شد، ولی به شهادت نرسید. او از دل آتش فراوان و گسترده دشمن گذشت؛ مانند پیامبر خدا ابراهیم خلیل(ع) که از میان آتش نمرود عبور کرد. حق‌بین هم به فضل خدای مهربان، از دل شولای آتش گذشت.

در تاریخ ۲۷ تیرماه ۱۳۶۷ قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل از سوی ایران پذیرفته شد و جنگ ایران و عراق پایان یافت. بعد از پایان جنگ تحمیلی، محمدعلی حق‌بین به لشگر قدس گیلان بازگشت و مشغول خدمت سربازی و پاسداری خود شد. او سرانجام در تاریخ ۳۱ فروردین ۱۴۰۰ به ملکوت اعلاء پیوست و در زادگاهش و در کنار برادر شهیدش به خانه ابدی عروج کرد.

به یاد این مبارز خستگی ناپذیر، شعری با عنوان «سردار خزر» سروده‌ام و تقدیم به سردار محمدعلی حق‌بین می‌کنم.

مثـل آیینـه شـد و در ره آییـن بگـذشــت

آن که با پای دل از جادۀ تمکین بگذشـت

راز جانبـازی او در ره عاشـق شدن اسـت

پیکر غرقه به خون با دل خونین بگذشـت

سنگری در دل آتش محملی در دل خـون

در شـب حادثـه با آیت یاسیـن بگذشـت

گاه در خاک وطـن، گاه «حلب» سنگـر او

چو سلیمانـی سـردار که از مین بگذشـت

«شاه شمشـاد قدی، خسرو شیرین دهنـی»

مثل فرهاد شـد و در پی شیریـن بگذشـت

گرچه سردار خزر لحظـه ای آرام نداشـت

آفتابـی شـده از قلـۀ«حـق بیـن» بگذشـت

————————–

* منبع : کتاب گیل مانا، خاطرات سردار محمدعلی حق‌بین از هشت سال دفاع مقدس، نگارش سیده نساء هاشمیان سیگارودی؛ ناشر مرزبوم

نسخه مناسب چاپ