در خیمه قذافی
مترجم:حسین جابری انصاری - روایت دوستان سرهنگ از رازهای دوران او گفتگوهای تفصیلی«غسان شربل» با پنج سیاستمدار معاصر لیبیایی - ۱۲۲
 

* با ۱۳۸ رهبر کشور ملاقات داشته اید. چه شخصیتی اعجاب شما را برانگیخت؟

بیش از همه و به شکل بزرگی، تحت تأثیر [ذوالفقار] علی بوتو نخست وزیر پاکستان قرار گرفتم که یک مبارز واقعی بود. در هنگام سخنرانی او در سازمان ملل متحد بعد از جدایی پاکستان، حضور داشتم و میزان تأثیرگذاری او را به عنوان یک سیاستمدار؛ لمس کردم. بعد بیش از یک بار با بوتو به عنوان نخست‌وزیر ملاقات کردم و با او بسیار سخن گفتم. وقتی مولای محمود و جریان دینی، نافرمانی از بوتو را آغاز کردند، در جریان رنج و محنت او بودم و تلاش کردم میان آنها میانجیگری کنم. در اجلاس سران اسلامی در لاهور حضور داشتم که بوتو ریاست آن را برعهده داشت. علی بوتو سیاستمداری آگاه و زبردست بود. همچنین شخصیت آندریاس پاپاندرئو نخست‌وزیر یونان، جولیو آندرئوتی از ایتالیا و هواری بومدین رئیس جمهوری فقید الجزایر برایم جذاب بود. بین من و عبدالعزیز بوتفلیقه رئیس‌جمهوری الجزایر رابطه دوستانه ای وجود دارد که برایم عزیز است. رئیس‌جمهور بومدین، یک رهبر سیاسی عربی بزرگ بود. همچنین ارزش بسیاری برای رئیس جمهور حافظ اسد قائل هستم که دوراندیش و سیاستمداری زیرک بود. از روسای آفریقایی نیز برای فلیکس هوفویت بوینی رئیس‌جمهوری ساحل عاج و به طور طبیعی نلسون ماندلا احترام ویژه ای قائلم.

* سخت ترین مأموریتی که قذافی برعهده شما گذاشت، چه بود؟

مساله چاد مرا بسیار خسته کرد، چون مساله یک ملت همسایه و موضوعی زنده و در جریان، بود.

* فرانسوا میتران درباره قذافی به شما چه گفت؟

میتران با قذافی در جزیره کرت ملاقات کرد و او آماده تفاهم با لیبی بود. من از واپسین سفرایی بودم که پیش از درگذشت میتران، استوارنامه خود را تقدیم او کردند.

* با رئیس‌جمهور ژاک شیراک ملاقات داشتید؟

با شیراک بیش از یک بار ملاقات کردم و او را شخصی آگاه و همدل با امور عربی یافتم.

* با کدامیک از مسئولان عربستان ملاقات داشته اید؟

اولین ملاقات من با مسئولان سعودی، با ملک فیصل رحمت الله علیه، در سال ۱۹۷۳ برای گفتگو درباره مساله جنبش مسلمانان جنوب فیلیپین علیه مارکوس بود. قذافی به مسلمانان آنجا کمک می کرد و برای طرح این موضوع، مرا حامل پیام‌هایی خطاب به حاکمان عرب خلیج فارس[ن] کرد. ملک فیصل شخصیتی تأثیر گذار و رهبرگونه داشت و یک تحلیلگر خوب سیاسی و آگاه نسبت به وضعیت بین?المللی بود، که علاقه اش نسبت به مساله فلسطین بسیار زیاد بود. رشاد فرعون مشاور ملک عبدالعزیز در این ملاقات با من آمد و با ملک فیصل هم یکی از برادرانش همراه بود. ملک فیصل می دانست که من معتاد به سیگار کشیدن هستم، لذا به من اجازه داد در حضور او سیگار بکشم. با ملک فیصل، به صورت مفصل درباره مسائل عربی و مسلمانان فیلیپین صحبت کردیم. متأسفانه در آن زمان، کمال جنبلاط [رهبر حزب سوسیالیست ترقیخواه لبنان] را خیلی ملامت کرد، به خاطر یکی از اظهارنظرهایش که مراعات احساسات اسلامی در آن نشده بود. پیام مشابهی را هم به شیخ زاید بن سلطان منتقل کردم که مردی بی آلایش و ممتاز بود. با ملک خالد، دو بار، یک بار در ژنو درباره اوپک و بار دیگر در ریاض ملاقات کردم. با ملک فهد بارها ملاقات کردم که شخصیتی دوست داشتنی داشت و طرف گفتگوی خوبی بود. در واقع اعضای خانواده پادشاهی سعودی، به آرامش و ادب در تعامل با دیگران متمایز هستند.

ادامه دارد

نسخه مناسب چاپ