در خیمه قذافی
مترجم:حسین جابری انصاری - روایت دوستان سرهنگ از رازهای دوران او گفتگوهای تفصیلی«غسان شربل» با پنج سیاستمدار معاصر لیبیایی -۱۲۳
 

روابط شخصی من با آنها ممتاز بود و تلاش می کردم آنچه را می شود، در روابط دو کشور اصلاح کنم. روابطم با امیر سعود الفیصل، ممتاز بود. با امیر سلطان در پاریس ملاقات کردم که شخصیتی دوست داشتنی و آگاه از وضعیت عربی و بین المللی و دارای احساسات زنده اسلامی بود. رفتار خانواده پادشاهی سعودی در امور عربی و اسلامی، میانه روانه بود و اختلافات را با دیگر کشورها نمی خواستند.

* چه کتاب‌هایی می خوانید؟

کتاب‌های سیاسی و خاطرات رهبران را می خوانم.

* چه احساسی داشتید، روزی که قذافی کشته شد؟

این سرنوشت را برای او پیش بینی می کردم، زیرا برای خود هیچ راه خروجی باقی نگذاشت. خود و خانواده اش را خراب و کشور را نیز همراه با خود ویران کرد.

* شما با قذافی و صدام حسین زندگی کردید که هر دو، کشورها و خانواده‌ها و خودشان را ویران کردند.

متاسفانه هر دو، در اوهام زندگی می کردند. قذافی وقتی حرف می زد می گفت، مردم او را دوست دارند و قدردان او هستند. در حالی که این، دروغی بیش نبود. اگر ملت تو را دوست داشت چرا مردم را موش‌ها نامیدی؟ این پذیرفتنی نیست. این یک مصیبت بزرگ است که از رهبر یک نظام دیکتاتوری که مردم خود را می کُشد،

می شنوی «ملت مرا دوست دارد». دیکتاتور، مردم خود را می کُشد و شعار سر می دهد که مردمم، مرا دوست دارند. این که کسانی هستند که

نمی خواهند، از تجربیات و تحولات بیاموزند، نگران کننده است.

* داستان قذافی با فاجعه ای برای کشورش و برای سازنده فاجعه، پایان یافت.

درست است. قذافی کشته شد و فرزندانش خمیس و سیف العرب هم کشته شدند که آنها را نمی شناختم و معتصم که همراه خودش کشته شد. سیف الاسلام هم دستگیر شد و دو فرزندش، محمد که به احتمال بیشتر در الجزایر است و دخترش عائشه از لیبی فرار کردند.

* روابط قذافی و عبدالعزیز بوتفلیقه رئیس‌جمهوری الجزایر مستحکم بود؟

روابطشان، بَد نبود.

* روابطش با جعفر نُمیری رئیس‌جمهوری فقید سودان چطور بود؟

بَد بود. قذافی به گونه ای عمل می کرد که گویی بیش از رهبر یا رئیس یک کشور است و در عمل از دیگران می خواست که این اندازه از نقش او را به رسمیت بشناسند. به نظر می رسید برای نُمیری که خود یک نظامی بود، سخت بود که تسلیم چنین قاعده ای شود. معمر، در سرنگونی نمیری از طریق حمایتی که از صادق المهدی می کرد، شریک شد. در مقابل، نمیری هم در دوران حکومت خود برای قذافی مشکلاتی ایجاد می کرد. این یکی از مشکلات ما است که هر حاکمی تلاش می کند، برگه‌هایی در داخل کشور دیگر، در اختیار داشته باشد. در مورد سودان همواره تلاش می کردیم روابط دو کشور را نجات دهیم، اما صادقانه باید بگویم معمر با سودان بد کرد. یک مساله عجیب در این چارچوب، تشویق تجزیه سودان از سوی قذافی بود. این بزرگ ترین اشتباهی بود که حتی قبل از جان کارانگ (ژوزف لاگو) انجام شد. در حالی که مردم سودان و لیبی نزدیک ترین مردمان با یکدیگر و همسایه هم هستند. نمی دانم چرا قذافی تا این اندازه با سودان، بد طی کرد. ضمن این که جدایی جنوب سودان مشکلات پیچیده ای در زمینه نفوذ بیگانه در آنجا و اثرگذاری بر جریان رود نیل در پی داشت که موجب نگرانی مصر هم شد.

* گفتید تونی بلر دوست خانواده قذافی بود؟

این طور ادعا می کردند. روابط قذافی با برلوسکونی هم قوی بود و هر دو با هم شباهت‌هایی داشتند.

ادامه دارد

نسخه مناسب چاپ