چشم انداز مذاکرات ایران و عربستان
ابراهیم اخلاصی*
 

بررسی روابط این دو همسایه قدیمی به خصوص از ابتدای سال جاری میلادی و شروع دور اول مذاکرات بین دو کشور در بغداد و همچنین تحولات مهمی مانند انتخاب جو بایدن به عنوان رئیس جمهوری آمریکا و برگزاری انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری در ایران باعث شده تا نگاهی تحقیقی و تحلیلی به چشم انداز روابط ایران و عربستان در آینده پیش رو داشته باشیم.

تحلیل آینده مذاکرات تهران – ریاض برای دسترسی به یک صلح پایدار، مستلزم توجه و تمرکز بر مولفه ها و متغیرهای مستقل و وابسته داخلی، منطقه ای و بین المللی ست که خواننده با استناد به آنها می تواند به روشنی دریابد که آیا مذاکرات ایران و عربستان به یک توافق همه جانبه و جامع منجر خواهد شد یا پس از چندی این مذاکرات و عادی سازی روابط با گردبادی از تحولات در هاله ای از ابهام فرو خواهد رفت؟ در هر حال، توجه عمیق به شاخصه های زیر در راستای نتیجه گیری درباره فرآیند احتمالی دور دوم مذاکرات دو کشور ایران و عربستان از اهمیت به سزایی برخوردار خواهد بود:

الف: تحلیل واقع بینانه سیاست های دولت ریاض نشان دهنده ضعف های بنیادین این کشور در عرصه های داخلی و خارجی به ویژه سیاست «انرژی در برابر امنیت» است و مولفه کسب قدرت از بیرون از منطقه، به عاملی تعیین کننده در این فرآیند تبدیل شده که عربستان قادر نیست مستقل از سیاست های آمریکا تصمیم بگیرد و به نوعی مناسبات پیدا و پنهان این کارگزار منطقه ای به آن قدرت بین المللی گره خورده است، لذا آینده ارتباط ایران با عربستان در سایه هژمونی و رفتارهای ایالات متحده در خاورمیانه و خلیج فارس قابل تحلیل و تفسیر خواهد بود و برقراری هرگونه ارتباط و دیالوگ بین ایران و عربستان تحت تاثیرات بالفعل آمریکا قرار خواهد داشت.

ب: پیروزی دموکرات ها و انتخاب جو بایدن به عنوان رئیس جمهوری ایالات متحده باعث شد کشورهای عربی به ویژه عربستان متوجه این مهم شوند که علاوه بر وجود خطاها و پارادوکس های فراوان در سیاست گسترش حوزه منازعه و مناقشه با ایران در زمان دونالد ترامپ، باید بر پیام دموکرات ها تمرکز و توجه کنند که واشنگتن تمرکز خود را از منطقه خلیج فارس به سایر نقاط منتقل خواهد کرد و لذا آمریکا دیگر حاضر نیست به حمایت بدون چون و چرا از تمامی اقدامات عربستان بپردازد و هزینه تداوم چالش های این کشور با ایران را در بستر مخاصمه بپردازد که در شرایط کنونی از اهمیت خاصی برخوردار است.

ج: سومین شاخصه مهم و تاثیرگذار بر مذاکرات ایران و عربستان، به برنامه جامع اقدام مشترک(Joint Comprehensive Plan Of Action) (برجام) و دو موضوع اصلی مذاکرات یعنی استفاده از فناوری هسته ای و بهره برداری از ساخت و شلیک موشک های مختلف توسط جمهوری اسلامی ایران ارتباط پیدا می کند که باعث همراهی کشورهای عربی به رهبری عربستان با مواضع ضد ایرانی کشورهای طرف مذاکره با ایران به ویژه آمریکا و تحت الشعاع قرار گرفتن مذاکرات ایران و عربستان شده است.

د: تمرکز سران دو کشور بر یافتن راه های برون رفت از این دشمنی طولانی و فرسایشی را باید به شناخت و ریشه یابی اصلی منازعات در یک قرن اخیر مرتبط دانست که همواره در بستری از رقابت توام با خصومت شکل گرفته است، این مهم باید اینگونه تحلیل شود که ضرورت تجدید نظر دو کشور در بهره گیری از ایدئولوژی متصلب در سیاست خارجی باید در دستور کار قرار گرفته و مواضع دو کشور در مرزبندی دو قرائت متفاوت درباره مفاهیم مذهب و شریعت مورد تعدیل، تغییر و تجدیدنظر شکلی و محتوایی قرار گیرد و از عرصه فرهنگ عمومی و سیاسی دو کشور حساسیت زدایی و رفع ابهام شود که از مولفه های بسیار مهم به شمار می رود.

هـ : مناقشه ایران و عربستان طی یک دهه اخیر را باید مهم ترین نزاع ژئوپلیتیک در سطح خاورمیانه و خلیج فارس دانست و مذاکرات اخیر را باید روزنه ای در راستای تلطیف روابط و تنش زدایی از مناسبات و آغازی جدید بر نوعی آتش بس و ترک مخاصمه به شمار آورد، لذا اراده سیاسی در دور دوم مذاکرات ایران و عربستان حول برداشتن فضای سنگین روانی از روابط دو کشور به شکل اعم و مدیریت و حل منازعه منطقه ای در پنج حوزه یمن، سوریه، عراق، لبنان و بحرین با تضمین منافع همه گروهها و همچنین تمامی کشورهای درگیر، امری الزامی و اجتناب ناپذیر است.

نتیجه گیری:

بر خلاف مواضع عربستان در اوایل سال جاری، به نظر می رسد در شرایط کنونی هیچ کدام از طرفین مذاکره عجله ای برای شروع دور دوم گفتگوها ندارند و صرفا مشغول ارزیابی شرایط داخلی، منطقه ای و بین المللی خود و حریف هستند. عربستان منتظر است رفتار، اراده، میزان اختیارات و تصمیمات رئیس دولت سیزدهم (ابراهیم رئیسی) را بسنجد و واقعیات میدانی آن را درک کند و ایران نیز در یک کلیت بزرگتر سرگرم مذاکرات سرنوشت ساز موسوم به اقدام مشترک “برجام”، اقدامات محدود کننده آژانس بین المللی انرژی اتمی و همچنین ارزیابی رفتار همسایگان عرب منطقه به ویژه عربستان است. ارزیابی شرایط موجود نشان می دهد که بازگشت آمریکا به برنامه جامع اقدام مشترک، حل مساله یمن و پایبندی ایران و عربستان به الزامات منطقه ای و بین المللی در چارچوب اراده سیاسی بازیگران مختلف منطقه ای و بین المللی از اهمیت خاصی برخوردار است و مورد توافق ایران و عربستان نیز قرار گرفته است.این دو کشور باید به فرصت گفتگو های همه جانبه دو طرفه به عنوان یک اصل استراتژیک توجه کنند و با تبیین صحیح آسیب شناسی و شناخت عوامل تنش آفرین در گذشته به ویژه در عرصه سیاست خارجی، در صدد حل و فصل منازعات و مناقشات مختلف بر آمده و از ظرفیت مهم گفتگو بین دو همسایه و قدرت منطقه ای استفاده کنند تا بتوان از پتانسیل مذاکرات شیعه و سنی در چارچوب تمدن اسلامی و در راستای هم افزایی قدرت منطقه ای و بین المللی بهره برداری کرد. انشاءالله

کلید واژه ها: جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی، رقابت و خصومت، تفاهم و همکاری، صلح، برنامه اقدام مشترک، برجام، فناوری هسته ای، استراتژیک، مذاکرات، آینده منطقه

پژوهشگر و مدرس دانشگاه*

نسخه مناسب چاپ