سرگذشت غرب مدرنیته و جهانی‌شدن
نویسنده:پل کلاوال برگردان و اقتباس:دکتر سید حسن صدوق - ۲۰
 

در نظام بهره‌برداری مبتنی بر سرمایه‌داری، کارگران زراعی زیادی هرچند با دستمزدهای ناچیز، جذب شدند. این ضعف فناوری کشاورزی، در نواحی روستایی کمتر مستعد و در کشاورزی دهقانی که به طور چشمگیری به سوی خودمصرفی سوق پیدا کرده بود، خود را نشان می‌داد. نیروی کار منحصر به نیروی انسانی و گاوآهن در شخم بود، از انواع کود هم استفاده نمی‌شد و بنابراین، بهره‌برداری‌به صورت خودمصرفی یا فروش در حاشیة بازار بود. کشاورزان در شرایطی نبودند که مالیات پرداخت کنند و از زمین‌های اجاره‌ای هم درآمدی نصیب آنها نمی‌شد. ‏

در فرانسه در سال ۱۹۱۱، جمعیت فعال در بخش کشاورزی، تنها ۵ر۸ میلیون نفر یعنی ۴۲ درصد از کل جمعیت فعال بود. در دورة میان دو جنگ، کاهش جمعیت فعال در کشاورزی قابل توجه بود و در سال‌های ۱۹۶۰ـ۱۹۵۰ باز تشدید شد. ۲ر۵ میلیون نفر یعنی ۳۱ درصد از کل جمعیت فعال و سه میلیون نفر یعنی ۴ر۱۷ درصد از کل جمعیت فعال در کشاورزی در سالهای ۱۹۵۴ و ۱۹۶۸ مشغول بودند. در سال ۲۰۱۱ تنها ۷ر۰ میلیون از کارکنان یعنی سه درصد از کل جمعیت به طور دائم در این بخش فعال بودند!‏

عامل تعیین کننده، یعنی مکانیزه شدن کشاورزی بین سالهای ۱۹۴۸ و ۱۹۵۰ با طرح مارشال۸ و به صحنه آمدن هزاران تراکتور آمریکایی به نقطه عطف خود رسید. اکنون به لطف این ماشین‌های جدید، به بازوی انسان کمتر نیاز بود، هرچند آنچه ضرورت داشت، مساحت قابل توجه زمین‌های کشاورزی و مستعد برای تجاری کردن محصولات باهدف بهره‌گیری از تجهیزات سنگین و نیز پرداخت برای سوخت فسیلی مورد نیاز تراکتورها و همچنین استفاده از انواع کود کشاورزی بود. جمعیت کشاورز امیدوار شد و در آن سال‌ها یعنی از سال‌های ۱۹۶۰، صحبت از پایان گرفتن معیشت دهقانی به میان آمد (‏‏Franklin. 1969; Mendras, 1967‎‏).‏

گسست در انتقال فرهنگ‌ها

در گذشته، عمده دانستنی‌های جوانان از طریق خانواده و حوزة پیرامون آنها حاصل می‌شد و مهارت‌های خود را با مشاهده افراد بزرگتر به دست آورده و از آنها تقلید می‌کردند؛ به توصیه آن‌ها گوش فرا داده و آموزش‌ها را عملی می‌کردند و گوش به فرمان بودند. جوانان در سنین کم و قبل از موعد به فعالیت‌هایی چون مشارکت در مراسم و جشن‌ها که آن‌ها را در پذیرش ارزش‌ها و زندگی مشارکتی آماده می‌کرد، روی آوردند.‏ مدرسه وجود داشت، لیکن تنها اقلیتی از نوسالان امکان ورود پیدا می‌کردند. ‏

در پایان قرون وسطی، مدارس از نمونه‌ها و روش‌های کهن الهام می‌گرفتند. آنچه کومینوس۹ در سال‌های ۱۶۲۰ و ۱۶۳۰ در خصوص آموزش نظریه‌پردازی کرد، در این فضای آموزشی ریشهدار بود. این روش‌ها سپس در ساختار آموزشی اروپا بازتاب یافت. هرچند اکسیر این آموزش مهم از دوران باستان بود، لیکن به علوم، جایگاه جدیدی اختصاص داده شد و مقاطع تحصیلی به مراحلی چون مهد کودک، سطح ابتدایی، متوسطه (کالج‌ها) و سطح عالی (فرهنگستان یا آکادمی) تفکیک شد.

ادامه دارد

پی‌نویس: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۸ـ ‎‏”‏Marshall Plan‏”: پروژه سیاست خارجی آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم بود که به مردم اروپای غربی کمک کرد تا اقتصاد خود را بازسازی کنند و از خطر افتادن در دام کمونیسم جلوگیری شود. این طرح سال ۱۹۴۸ در سنا تصویب شد و توسط هری ترومن (‏Harry Truman‏) به امضاء رسید.‏

۹ـ ‎‏”‏Comenus, 1596‎‏”: فیلسوف و عضو نهضت برادران پروتستان که زندگی خود را در راه آموزش و روش‌های آموختن می‌گذرانند. اهل موراوی (‏‏Moravia‏) منطقه‌ای در چک اسلواکی بود. کمینوس نگرش چند وجهی را در قلمرو تعلیم و تربیت عرضه کرد. او انسان را در سه قوه عقل، اراده و حافظه می‌دانست. نقل از ویکیپدیای فارسی به نقل از مقدس جعفری ۱۳۸۳‏

نسخه مناسب چاپ