در خیمه قذافی
مترجم:حسین جابری انصاری - روایت دوستان سرهنگ از رازهای دوران او گفتگوهای تفصیلی«غسان شربل» با پنج سیاستمدار معاصر لیبیایی - ۱۴۳
 

اینجا مشکل میان قذافی و ملک عبدالله، پدید آمد که به او حمله کرد. مثل همیشه پشت سر قذافی نشسته بودم. کوشیدم با علی عبدالسلام تریکی وزیر خارجه وقت، صحبت کنم که قذافی از نشست خارج شد، و جلسه به حال تعلیق در آمد. رئیس‌جمهور علی عبدالله صالح کوشید، قذافی را آرام کند و از او خواست برای تفاهم به سالن بازگردد. اما قذافی، علی صالح را هُل داد؛ به نحوی که نزدیک بود، بر زمین افتد. در هر حال مشکل پیش آمد، اما آنها پافشاری کردند، قذافی به سالن برگردد. قذافی هم وارد سالن شد و برخی کوشیدند شرایط را آرام کنند، اما دشمنی میان دو طرف اتفاق افتاده بود. قذافی تلاش کرد، بهانه هایی بیاورد و این که منظورش خلیج خوک ها بوده است. او گفت عراقی ها می بایست او را سرزنش می کردند، نه دیگران. آن روز شیخ صباح احمد صباح وزیر خارجه وقت و امیر بعدی کویت در سمت چپ قذافی نشسته بود و قذافی هنگام اظهاراتش، رویش را به او کرده بود؛ اما صباح احمد با آرامش با موضوع برخورد کرد.

* این اتفاق افتاد و قذافی تصمیم گرفت، فرمان ترور ملک عبدالله را صادر کند؟

من عضوی از دایره امنیتی نزدیک به قذافی نبودم که بگویم، شاهد این موضوع بوده ام، یا آن را شنیده ام.

* اما افراد شرکت‌کننده در این عملیات، در عربستان دستگیر شدند.

بله، چند نفر شامل یکی از افراد دفتر سیف الاسلام قذافی و یک نفر دیگر از دفتر ساعدی قذافی دستگیر شدند.

* به نظرت آنها می توانند عملیاتی در این اندازه را بدون مراجعه به قذافی انجام دهند؟

برای اسائه ادب، بله اما برای قتل، خیر. برای قتل، گرفتن دستور قذافی، اجتناب ناپذیر بود.

* هیچ وقت شنیدی قذافی درباره عربستان صحبت کند؟

بله.

* چرا از عربستان نفرت داشت؟

قذافی در محیطی با فقر بسیار تربیت شده بود. پدرش در ایام آغازین استقلال لیبی، چوپانی گوسفندان والی فزان را برعهده داشت. در آن زمان لیبی از سه ولایت تشکیل می شد: طرابلس غرب، ولایت برقة، ولایت فزان. قذافی فرزند ناآرامی بود که از هر فردی که وضعیت زندگی اش خوب بود، نفرت داشت. پدر یکی از بستگان نزدیکش به نام احمد قذاف الدم، سرگرد در نیروهای نظامی، و وضع مالی خانواده اش خوب بود و به خانواده معمر هم کمک می کرد. معمر قذافی در درون خود از کسانی که وضع مالی خوبی داشتند، به ویژه از نظام های پادشاهی نفرت داشت. بعد وزن سیاسی و اقتصادی و اسلامی عربستان را هم در نظر گیرید. اضافه بر همه اینها، قذافی در حماقت شتاب می ورزید، خشن بود و به خون علاقه زیادی داشت.

* نشانه دیگری از خونریز بودن قذافی برایمان بگویید.

در یک سفر برای شکار، در رومانی بودیم و در جریان این سفر، صالح بو فروة؛ از افسران آزاد نزدیک به قذافی، با گلوله کشته شد که داستانش طولانی است.

* عملیات قتل برنامه ریزی شده بود؟ به عبارت دیگر سفر برای شکار را جهت کشتن او غنیمت شمردند؟

بله.

* چه کسی او را کشت، نیروهای قذافی؟

بله. عملیات کشتن او داستانی دارد، که با موضوع یهودی بودن مادر قذافی مرتبط است.

ادامه دارد

نسخه مناسب چاپ