سرگذشت غرب مدرنیته و جهانی‌شدن
نویسنده: پل کلاوال برگردان و اقتباس: دکتر سید حسن صدوق - ۳۹
 

نقش مهم بهره‌برداری از معادن نقره قاره آمریکا در جهانی شدن‏

اسپانیایی‌ها عمده درآمدهای خود را از فلزات گرانبها و از طریق آمریکای لاتین به دست می‌آوردند. منبع طلای اسپانیا به سرعت پایان گرفت. منشا اصلی ثروت را مکزیک و معادن نقره تاکساکو۷۶ در سال ۱۵۲۸، زاکاتکا۷۷ در سال ۱۵۴۸ و گوناجواتو۷۸ که در سال ۱۵۵۸ کشف شدند، تشکیل می‌داد. همچنین کشف معادن در پرو و بولیوی، به خصوص در منطقه پوتوسی در سال ۱۵۴۵، بر غنای این ثروت افزود. ثروت استثمار شده از آمریکای لاتین توسط اسپانیا و پرتغال واقع در جنوب غربی اروپا، به سوی ایتالیا و به خصوص بندر جنوا که یکی از بنادر اصلی این کشور است و نیرآنور (از شهرهای بلژیک در ناحیه فلاندر) سرازیر شد (‏Braudel‏). از این به بعد است که ما در شهرهای قدرتمند مالی بر جریان‌های بزرگ اقتصادی جهانی اشراف می‌یابند. تمامی اروپا از این شکوفایی اقتصادی وابسته به انتقال فلزات گرانبها بهره‌مند ‌شد، لیکن تورمی که به دنبال آن آمد، اقتصاد را به لرزه درآورد. در واقع، بدون طلا و نقره قاره آمریکا غیرممکن بود که تجارت در مقیاس جهانی شکوفا شود. اروپا برای پرداخت بهای واردات ادویه، پارچه‌های گرانقیمت و چینی‌آلات، چیزی برای صادرات در اختیار نداشت. نمی‌توانست جز از طریق نقره‌های استخراجی از پرو و مکزیک، پول این گونه واردات را پرداخت کند.‏

آفریقا در این سیستم اقتصادی قرار می‌گرفت، زیرا تأمین‌کننده بردگانی بود که اروپایی‌ها برای زراعت در مستعمرات خود نیاز داشتند (‏‏Wallerstein, 1974‎‏). آیا وسعت گرفتن این افق‌ها نقش پراهمیتی در جهتگیری‌های جدید اندیشه غربی داشته است؟ واضح است که آری! اروپایی‌ها مناطق دیگر جهان را به همراه فرهنگ‌های دیگر کشف کردند. توماس مور۷۹ در اتوپیای خود (‏‏Utopia, 1516‎‏) بر این الهام‌بخشی ایده‌ها تأکید می‌کند. البته برای فهم سخن او باید در بعد اومانیستی آن کنجکاو شویم. در آغاز سده هفدهم، اتوپیای تجددگرایی که تازه نطفه بسته بود، از توجه به جریان‌های فکری باستانی که مدت‌ها از آن غفلت شده بود، بهره برد. مکتب‌هایی چون شکاکیت (‏‏Popkin, 1979‎‏) استوئیسیسم۸۰ یا اتمیسم لوکرس۸۱ و نیز بحث و جدل‌های مذهب کاتولیک و پروتستان از جمله جریان‌های فکری اتوپیای سده هفدهم در راستای تجددگرایی بوده‌اند.‏

جهانی شدن با سرعت به پیش می‌تازد

جهانی شدن وضعیت دنیای مداری را دگرگون می‌کند

‏۱ـ در پایان سدة شانزدهم، جهانی شدن قاره آمریکا را به شدت دگرگون کرده بود. تحت تاثیر اپیدمی‌ها همه جا رو به محو شدن نهادند، حاکمیت اسپانیا و پرتغال تقریباً بر تمامی فضای واقع بین ۲۵ درجه عرض شمالی تا ۳۵ درجه عرض جنوبی گسترانده شده بود. گسترش کشتزارهای مستعمراتی، شمال شرقی برزیل را متحول کرد. دامداری اروپایی، خود را با شرایط اقلیمی حاکم بر علفزارهای ساوان‌ها۸۲ در جهان جدید انطباق داد. بدین ترتیب، یک دامداری افراطی در کاتینگا واقع در شمال شرقی برزیل، لیانوس ونزوئلا و فلات‌های مکزیک رواج یافت.

ادامه دارد

پی‌نویس: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۷۶ Taxco‎

۷۷ Zacatecas‎

۷۸ Guanajuato‎

۷۹ Thomas More‎

۸۰ ‎‏ ‏Stoicisme‏: بانی مکتب استوئیسیسم زنون دوکیتون (‏Zeno de Kiton ‎‏ ) متعلق به سه قرن قبل از میلاد است، او خوشبختی را در همگامی با طبیعت و پیروی از قوانین طبیعی می‌دانست.‏

۸۱ ‎‏ ‏Lucrece‏: لوکرس شاعر و فیلسوف یک قرن قبل از میلاد است که جهان را متشکل از ماده و خلأ می‌دانست.‏‏

۸۲ Tordesillas‎

نسخه مناسب چاپ