در خیمه قذافی
مترجم:حسین جابری انصاری - روایت دوستان سرهنگ از رازهای دوران او گفتگوهای تفصیلی«غسان شربل» با پنج سیاستمدار معاصر لیبیایی -۱۴۵
 

او گفت: دستورم کجا بود، اما توصیه می کنم، قبل از پزشک، این خانم را ببینید. ماشین گرفتم و به سمت هتل رفتم. وقتی رسیدم از کسی که تماس گرفته بود، پرسیدم چه اتفاقی افتاده است؟ گفت: به اتاق او بروید و خودتان ببینید. نزد این خانم رفتم که نیجریه ای و نامش دکتور … و در وضعیت تأثر آوری بود. وضع وحشتناکی داشت. در معرض گازگرفتگی و کتک قرار گرفته بود، و خون از بدنش می آمد. آثار گاز گرفتن روی بدنش پیدا بود و گریه می کرد. از او پرسیدم چه شده است؟ آن خانم گفت: به من حمله کرد. گفتم کدام فلان فلان شده ای، در هتل به شما حمله کرده است؟ گفت: نه، به ملاقات قذافی رفتم و او به من حمله کرد.

* چه کردید؟

با احمد رمضان مدیر دفتر قذافی که از بشیر صالح به قذافی نزدیک تر بود تماس گرفتم، و از او خواستم، پزشکی از مجموعه رهبری بفرستد. اول دست دست، کرد اما دوباره از او خواستم و گفت، باشد. پرسید چرا پزشک مجموعه رهبری را خواستی؟ می توانستی هر پزشکی را بیاوری. برایش توضیح دادم. بعد با قذافی ملاقات و به او اطلاع دادم، چه اتفاقی افتاده است. گفت: خودت را از او رها کن. این خانم، دروغ می گوید و می خواهد باجگیری کند.

* به قذافی گفتید چه شده است؟

طبیعی است. گفتم این خانم ادعا می کند، فلان و فلان شده است. قذافی گفت شاید این کارها را با خودش کرده، تا از من باجگیری کند. پاسخ دادم در هر حال این موضوع، باید حل شود. گفت باشد، به او هر چه می خواهد؛ بدهید. به یاد دارم که احمد رمضان برای او صد هزار دلار فرستاد و این پرونده بسته شد.

* آن خانم به چه عنوانی به ملاقات قذافی رفته بود؟

می گفت، دکتر است. بیش از این چیزی نمی دانم.

* پزشک بود؟

نمی دانم. اما او را خانم دکتر، صدا می کردند. میهمانان ویژه رهبر، با من ارتباطی نداشتند، و تنها هزینه های هتل و غیره آنها را پرداخت می کردم.

* تنها یک هتل، تابع تشریفات بود؟

در آغاز فقط هتل مهاری تابع تشریفات بود، اما بعدتر با همه هتل ها کار می کردیم.

* حوادث مشابهی را نیز به خاطر دارید؟

امور زیادی اتفاق می افتاد. حادثه دوم برای همسر یک بازرگان سوئیسی رخ داد و داشت به یک فاجعه بزرگ تبدیل می شد، اما مهار و تبعات آن مدیریت شد.

* جریان این حادثه چه بود؟

یک خانم که همسر یک بازرگان عضو هیات یک شرکت سوئیسی سرمایه گذاری بود، شب به دیدار قذافی رفته، و قذافی با خشونت به او دست درازی کرده بود. از موضوع وقتی مطلع شدم که با هواپیمای هیات داشتیم به طرابلس برمی گشتیم که دیدم نیروهای حفاظتی همراه هیات، خانمی را در هواپیما گرفتند. محمد حویج وزیر دارایی بعدی هم با ما بود.

* این حادثه در کجا اتفاق افتاده بود؟

در سرت، جزئیات دیگری هم داشت. با آنها در هواپیما مذاکره می کردم که دانستم، قذافی به همسر بازرگان سوئیسی هجوم آورده و او در وضعیت تأثرآوری است.

* در هواپیما با شما بود؟

بله. در اتاق خواب هواپیما بود. همسرش، مرا بُرد و او را در حالی یافتم که مایه وحشت بود. خون از او می آمد و گفت چه اتفاقی برایش افتاده است. او گفت خانمی نزدش آمده و او را برای دیدار با قذافی فراخوانده، و افسری به نام سالمة هم همراه او بوده است.

ادامه دارد

نسخه مناسب چاپ