در خیمه قذافی
مترجم:حسین جابری انصاری - روایت دوستان سرهنگ از رازهای دوران او گفتگوهای تفصیلی«غسان شربل» با پنج سیاستمدار معاصر لیبیایی - ۱۴۷
 

* پولی نگرفتند؟

بعد، حویج کار را دنبال کرد. خانمی که همراه ما بود، آنچه اتفاق افتاده بود را به قذافی اطلاع داد و گفت نوری این کار و آن کار را کرد. فکر می کنم آقای عبدالحفیظ زلیطنی که وزیر اقتصاد بود، همکاری ای میان این مجموعه سوئیسی و لیبی سامان داد.

* یعنی در عمل خسارت خود را گرفتند؟

خسارت خود را به شکل فرصت های سرمایه گذاری گرفتند. قذافی از این کارها زیاد می کرد. او دوست داشت از شخصیت ها، از طریق همسرانشان انتقام بگیرد. من تعجب می کنم چطور بشیر صالح و عزالدین هنشیری که وزیر امنیت عمومی بود و پیشتر در سازمان امنیت و رئیس گارد انقلاب و بعد فرمانده گارد ویژه بود، از قذافی جدا نشدند. چون من هر وقت با قذافی دچار مشکل و زندانی می شدم، وقتی از زندان بیرون می رفتم به دفتر بشیر صالح می رفتم و استعفای خود را می نوشتم و می گفتم من دیگر دارم می روم. بشیر صالح و هنشیری به من سفارش می کردند آرام باشم و فرصت بدهم تا وقتی وقتش شد، به من بگویند. هر دو طرحی در سر داشتند، اما به من نگفتند چه بود. آنها به من می گفتند فردی واکنشی هستم و دائم عصبانی می شوم. آنها از من می خواستند، آرامش خود را حفظ کنم. می گفتند، هنوز وقتش نرسیده است. نمی دانم منظورشان به دقت چه بود، اما خیلی از این متعجب شدم که وقتی انقلاب ۱۷ فوریه شروع شد، به آن نپیوستند.

* آیا قذافی کوشید به خانم وزیری یا افراد دیگری در این سطح تعرض کند؟ با کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا ملاقات کرد؟

رایس را به ضیافت شام دعوت کرد و وقتی وارد سوئیت ویژه محل ملاقات شد، دید نقاشی رنگ و روغنی او، قاب و بر دیوار سوئیت نصب شده است. نقاشی خودش را که دید غافلگیر شد و پرسید این چیست؟ قذافی گفت این نقاشی رنگ و روغنی شما است. نمی دانم، بعد چه شد. اما یک مورد، تلاش قذافی برای تعرض به باراسیو وزیر خارجه اسپانیا بود.

* این موضوع مشکل آفرین شد؟ به واقع قذافی کوشید به او تعرض کند؟

روابط دو کشور باثبات بود. اما دیدارهای خصوصی قذافی به من ارتباطی نداشت.

* حوادث دیگری شبیه دو حادثه خانم نیجریه ای و سوئیسی، هم اتفاق افتاد؟

حوادث اخلاقی، همیشه وجود داشت.

* در آخر کار، پول می داد؟

بله. مثلاً یک بار، عمر بنگو رئیس جمهوری گابن، بشیر صالح را به کشورش فراخواند. صالح و حتی هنشیری از کارهای قذافی خشنود نبودند. بشیر به من گفت بیا دفتر، می خواهم ببینمت. رفتم و به او گفتم چطور تنهایی به گابن می روی؟ جواب داد اگر نرفته بودم فاجعه ای رخ می داد. او گفت: وقتی نزد عمر بنگو رفتم یک نوار ضبط پخش کرد، که صحبت های تلفنی قذافی با همسر بنگو بود. همسر او، دختر ساسو نگیسو رئیس‌جمهوری کنگو برازاویل و بانویی حقیقتا زیبا بود. او بعدها دچار جنون، و به مغرب منتقل شد و همانجا فوت کرد. در آن مکالمه صحبت های عاشقانه میان آنها رد و بدل شده بود. برای مدتی، روابط دو کشور دچار رکود شد و بعد دوباره با زور پول به وضع سابقش بازگشت. از جزئیات این مکالمه عاشقانه نپرسیدم. بشیر صالح مسئول امور آفریقایی ها بود و در امور آفریقا، بیش از دیگران مسئولیت داشت. وقتی وزارت خارجه متحول و به دو وزارتِ خارجه و امور آفریقایی تقسیم شد، تریکی وزیر امور آفریقایی و به صورت دائمی با آفریقایی ها در ارتباط بود.

ادامه دارد

نسخه مناسب چاپ