عربستان به دنبال احیای نفوذ مجدد در لبنان
 

عربستان که در حال انجام رایزنی‌هایی با دولت آمریکا درباره لبنان است، با صدای بلند فریاد می‌زند و از طرف‌های گفت‌وگوکننده خود می‌خواهد به ویژه در آستانه انتخابات پارلمانی سال آتی لبنان که همه جهان بر برگزاری آن اصرار دارند، نفوذش در لبنان را به حالت قبل بازگرداند .

به گزارش ایسنا، سایت النشره لبنان در تحلیلی نوشت: این سخن نه منطقی و نه درست است که بگوییم لبنان می‌تواند بدون عربستان به شکل عادی به فعالیت‌های خود ادامه دهد، زیرا دلایلی که لبنان را به این کشور عربی مرتبط می‌کنند، زیاد بوده و تنها به بخش مالی و اقتصادی محدود نیستند بلکه به جایگاه معنوی عربستان از منظر دینی و در کل در خلیج فارس مربوط می‌شوند. اینکه برخی معتقدند یک گروه مهم از لبنانی‌ها (یعنی اهل تسنن) می‌توانند از عربستان و تاثیر مذهبی، مالی و سیاسی آن بر خودشان دست بکشند، یک توهم است؛ اما باید از یک منظر دیگر نیز به آن نگاه کرد، عربستان از لبنان استفاده کرده و می‌کند آن هم نه فقط از منظر اقتصادی و مالی بلکه از این منظر که لبنان را برگ برنده‌ای در دست خود دانسته و خود را دارای نفوذ بسیاری در این کشور می‌داند و این مساله در طول تاریخ معاصر لبنان آشکار بود که عربستان بازیگر اصلی در لبنان است و هر اتفاق مهمی در این کشور با دانش و مشارکت عربستان انجام می‌شود.

نکته قابل توجه در چند سال گذشته این است که نفوذ عربستان در لبنان با سیاستی که محمد بن سلمان، ولیعهد فعلی عربستان در پیش گرفته رو به کاهش است و همه طرف‌ها در داخل عربستان، منطقه و نیز جهان را نگران کرده و تازه‌ترین “کودتا” در عربستان است، همچنین برای اولین بار اتفاق بزرگی در شورای همکاری خلیج فارس رخ داد و یکی از کشورهای عضو آن محاصره شد، همچنین بن سلمان پس از ماجرای ترور جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار عربستانی در کنسولگری این کشور در ترکیه، مشکلات متعددی را با جهان ایجاد کرد، درست است که بن سلمان در عبور از این موانع به شکلی موفق عمل کرد؛ اما تاثیرات این اقدامات در افکار عمومی جهان باقی مانده و بر سیاست کلی عربستان تاثیر گذاشته و یکی از نتایج آن کاهش نفوذ گسترده این کشور در لبنان بود، البته این امر در ایجاد اختلاف‌نظر عمیقی با سعد حریری که برجسته‌ترین قطب سنی لبنان بود، تاثیری نداشت و عربستان عامدانه او را با کمک گروه‌های اهل تسنن دیگر تضعیف کرد.

امروز عربستان با قدرت به لبنان بازگشته و با سوءاستفاده از اظهارات جورج قرداحی، وزیر اطلاع‌رسانی لبنان پیش از انتصاب در وزارتخانه، سقف تنش را تا حد ممکن بالا برد. ریاض به دنبال ابن بحران بر اقدامات خود افزود و راه را بر سفرا بسته و درگاه معاملات تجاری را مسدود کرد و اگر می‌توانست اقلیت لبنانی در آنجا را (با اینکه می‌داند آنها برای گذران زندگی در آنجا بوده و پناهجو نیستند) بیرون می‌کرد و قطعا از واکنش‌های بین‌المللی ترسیده است.

پیوستن امارات به این تنش طبیعی بود زیرا فحوای کلام قرداحی شامل حال ابوظبی نیز می‌شد و همینطور در مورد بحرین به عنوان خواهر کوچک عربستان، اما موضعگیری کویت در این خصوص موجب تعجب بسیاری‌ها شد زیرا کویت در کنار قطر و عمان بودن را انتخاب نکرده و تصمیم گرفت با آنها متفاوت باشد و حتی موضعگیری عربستان را در پیش بگیرد، اقدامی که به نظر بسیاری از کارشناسان اگر صباح الاحمد الجابر الصباح، امیر فقید کویت در قید حیات بود، چنین نمی‌کرد زیرا او همواره به جای قطع روابط به دنبال نزدیک‌سازی رویکردها بود.

بسیاری این تنش گسترده عربستان را “فریادی بلند” خطاب به طرف‌های مربوطه و به طور مشخص آمریکا و فرانسه دانستند که “ریاض نیاز لبنان است (لبنان به عربستان نیاز دارد) و تصمیم گرفته نفوذ خود را که از مدت‌ها قبل در این کشور از دست رفته، بازگرداند و احزاب بزرگ باید راه‌حل لازم برای این مساله را پیدا کنند زیرا عربستان پس از اینکه نفوذ گسترده خود در یمن را از دست داد و قدرتش در خلیج فارس در پی موفقیت قطر در به چالش کشیدن آن کاهش پیدا کرد و قدرت تحمیل خود در عراق را ندارد، نمی‌خواهد در مورد لبنان بی‌توجهی کند، همه می‌دانند که توجه بین‌المللی به لبنان متوقف نشده و این کشور ملعبه‌ای دائمی برای میدان‌های خارجی است و اهمیت آن هم در همین است. این حرف یک پیش‌گویی نیست بلکه بر اساس اظهارات و موضعگیری‌های اخیر است، چگونه می‌توان بیانیه وزارت خارجه عربستان و اظهارات وزیر آن درباره اینکه اصل مشکل لبنان حزب‌الله است، توجیه کرد؟ در حالی که حزب‌الله سیاست، موضعگیری‌ها و اقداماتش را از سال‌ها قبل تغییری نداده، در دوره اخیر نیز تنشی علیه عربستان ایجاد نکرده، پس چه اتفاقی افتاده که مستحق چنین واکنشی از سمت ریاض است؟رمز شب در اظهارات وزیر خارجه عربستان در نشست کمیته بحران لبنان پنهان است و بند مشترک آن دو واشنگتن است، عربستان در حال انجام رایزنی‌هایی با دولت آمریکا درباره لبنان است و همزمان بیروت ورود آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها در این موضوع را خواستار شد و این نشان می‌دهد عربستان با صدای بلند فریاد می‌زند و از طرف‌های گفت‌وگو کننده خود می‌خواهد به ویژه در آستانه انتخابات پارلمانی سال آتی لبنان که همه جهان بر برگزاری آن اصرار دارند، نفوذش در لبنان را به حالت قبل بازگردانند.”

در همین حال،سردبیر روزنامه البناء لبنان در یادداشتی به بررسی چرایی تشدید تنش ریاض علیه بیروت، این‌بار به بهانه اظهارات سابق یک وزیر لبنانی، پرداخت و هدف اصلی سعودی‌ها از این نمایش جدید را سقوط دولت و انتقام‌جویی از شکست سیاست‌های ریاض در لبنان و یمن دانست.به گزارش فارس، «ناصر قندیل» سردبیر روزنامه «البناء» در یادداشتی به قصد اصلی عربستان سعودی در تلاش برای قطع روابط دیپلماتیک و تجاری با لبنان و یارکشی علیه بیروت در خلیج فارس به بهانه اظهارات سابق «جورج قرداحی» وزیر اطلاع‌رسانی در دولت نجیب میقاتی و هدف اصلی ریاض از این تشدید تنش‌ها پرداخت.ماجرا از آن‌جا آغاز شد که سه شنبه پیش رسانه‌های عربی اقدام به باز نشر ویدئویی از حضور قرداحی _ مجری، فعال رسانه‌ای و خبرنگار مشهور لبنانی که اخیرا به عنوان وزیر اطلاع‌رسانی در دولت لبنان انتخاب شده_ در برنامه تلویزیونی معروف «برلمان شعب» (پارلمان مردم) کردند.

وزیر اطلاع رسانی لبنان در این برنامه که به گفته او در پنجم آگوست گذشته یعنی یک ماه قبل از رسیدن به پست وزارت در دولت به صراحت جنگ هشت ساله در یمن را تجاوز ائتلاف سعودی- اماراتی توصیف کرد و گفت آن‌چه که یمنی‌ها انجام می‌دهند، حقوق قانونی آن‌ها در دفاع از خود است و من پایداری مردم یمن در قبال این تجاوز را ارج می‌نهم.پس از بازنشر این ویدئو بود که منابع رسانه‌ای نزدیک به سعودی در لبنان به وی حمله کردند و مدعی شدند، این اظهارات منجر به بحران دیپلماتیک جدید میان بیروت و ریاض خواهد شد .

سردبیر روزنامه البناء در این خصوص نوشت:«تصمیم عربستان برای قطع روابط دیپلماتیک و تجاری با لبنان و تلاش برای تعمیم در خلیج فارس، در واکنش به اظهارات گذشته جورج قرداحی وزیر اطلاع‌رسانی، مانند به پرواز درآوردن یک جنگنده برای تعقیب پرنده‌ای که او را آزار می‌دهد، است. این اقدام هرگز هدف ادعایی آن‌ها را تفسیر نمی‌کند. این تصمیم و حتی کارزار خشم مفرط به راه افتاده‌ی پیش‌تر_ اگر بپذیریم که حاکمان عربستان سعودی را آزار داده_ و فراتر از آن حتی اگر تلاش برای تخریب هویت ملی و عزت لبنان و تحقیر آن برای تحت سلطه خود درآوردن به دلیل نیاز مالی باشد، پرسش‌هایی فراتر از این رویداد و واکنش به آن ایجاد می‌کند.

نویسنده در ادامه به شرایط زمانی به پا شدن چنین معرکه‌ای اشاره می‌کند و می‌نویسد که این تحولات در حالی صورت می‌گیرد که به نظر می رسد عربستان سعودی زیر بار نگرانی از پرونده یمن و شتاب گرفتن در مسیر یک ضرر بزرگ قرار داد و لبنان در سایه دولتی قرار دارد که در ایجاد بهبود شرایط با مشکل مواجه است. دولتی که هرگاه زخمی در آن بهبود یابد،سرِ دیگر زخم‌هایش باز می‌شود. منطقه و لبنان در شرایطی قرار گرفته‌اند که به دلیل این شرایط می‌توان آشفتگی نیروهای منطقه‌ای و محلی را تفسیر کرد. امری که موجب شده تا این نیروها به تشدید مواضعی که خطرات و ماجراجویی‌های زیادی را به همراه دارد، وادار شوند. همانطور که در قتل‌عام الطیونه روی داد به امید پیامدهای بیشتر برای فراموشی آن .بر اساس این یادداشت، عربستان سعودی عمیقاً درگیر سیاست لبنان است، اما بر اساس عدم وجود ثبات و دولت در لبنان! به این معنا که نه دولتی در لبنان باشد و نه ثباتی. آیا عربستان این امر را بر سر جریان «سعد الحریری» ثابت نکرد، زمانی که با شعار نه تنها «نه به الحریری» که «نه به دولت لبنان»، نشان داد که صرفا با الحریری همراه نیست. زیرا شرط عدم وجود ثبات در یک کشور، عدم وجود دولت است و رفتن به سوی فشار حداکثری با استعاره گرفتن از مصطلحات «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا تنها یک هدف را دنبال می‌کند و آن حرکت به سوی تجزیه لبنان تحت عنوان اخاذی که در روابط با عربستان سعودی نمود پیدا می‌کند.

در ادامه این یادداشت آمده است: «طی سال‌هایی که از ریاست‌جمهوری ژنرال “میشل عون” می‌گذرد، رئیس‌جمهور به هیچ یک از دو کشور سوریه و ایران سفر نکرد، بلکه در اولین سفر خارجی خود، به عربستان سعودی رفت و سرعت روابط خود با کشورهای عربی و غیر عربی دیگر از جمله ایران را کنترل کرد. به گونه‌ای که موجب رنجش عربستان سعودی نشود. زمانی‌ که وزیر خارجه سابق، سخنی را بر زبان آورد که خشم سعودی‌ها را برانگیخت، عذرخواهی از محتوای نژادپرستانه سخنش در حق بادیه‌نشینان کفایت می‌کرد اما رئیس‌جمهور به سوی درخواست استعفای “شربل وهبه” پیش رفت». قندیل می‌نویسد که طی کل دوران گذشته، چه قبل از بازداشت سعدالحریری در ریاض و چه بعد از آن، لبنان در حال پرداخت هزینه‌هایی تحت سقفی که عربستان سعودی را راضی نگه دارد، است.اما لبنان در این میان به چیزی جز اخم و تخم و تحقیر بیشتر دست نیافته است.

نسخه مناسب چاپ