در خیمه قذافی
مترجم:حسین جابری انصاری - روایت دوستان سرهنگ از رازهای دوران او گفتگوهای تفصیلی«غسان شربل» با پنج سیاستمدار معاصر لیبیایی - ۱۴۸
 

با این حال باز هم بشیر از او پیشتر بود و همواره میان این دو درباره روابط با آفریقا درگیری وجود داشت. بشیر صالح کارهایی را بدون اطلاع تریکی می کرد. او منشی مخصوص قذافی بود و هر کاری می خواست می کرد. روابط خوبی با آفریقایی ها داشت و رنگش هم مانند آنها سیاه بود.

* قذافی زنان و مردان را دوست داشت؟

طبعاً.

* عبدالمنعم الهونی پیشتر گفته بود، قذافی انحراف جنسی دارد.

این درست است. عبدالرحمن شلقم هم می گفت، قذافی مثبت و منفی است.

* در موضوع غلام بچگان، مشکلی با قذافی پیش نیامد؟ کسی از جوان ها از او شکایت نکرد؟

شنیدم، اما خودم نبودم. چون این موضوع در بخش خدمات انجام می شد و از آنچه پیرامون آن می گذشت، اطلاع ندارم.

* زنانی از خارج هم برای قذافی می آوردند؟

برایش خانم هایی از رنگ ها و شکل های مختلف می آوردند، و خانمی بنام میم. الف مسئول این امور بود.

* بعد از سقوط قذافی نام او برده شد؟

این خانم مسئول این گونه امور بود. کار به جایی رسید که این خانم، حکم فرستاده شخصی قذافی را پیدا کرده بود. این خانم، با سیسیلیا سارکوزی و کاخ الیزه، بیش از من و وزیر خارجه و نخست‌وزیر رابطه داشت. علت این بود که قذافی او را فرستاده شخصی خود می دانست. قذافی در این موضوع، زیاده روی داشت و از برخی اشخاص، با تعرض به همسرانشان انتقام می گرفت. همین خانم به من گفت قذافی به خواهر سارکوزی تعرض کرد، و او هم خشمگین شد. بعد نزدیکان قذافی کوشیدند، با گردنبندی از الماس او را راضی کنند، اما نپذیرفت.

* قذافی از مقبره لنین در مسکو دیدار کرد؟

بله، بعد از دیدار گفت لنین مرد، پس چرا پول خرج می کنند تا از جنازه مومیایی او نگهداری کنند.

* تحت تأثیر کدام رهبر جهانی بود؟

معمر قذافی!

* چه کتاب هایی می خواند؟

کتاب های تاریخ نظامی، سیاسی و مدنی را زیاد می خواند. پیش از دیدار از هر کشور، تاریخ کامل آن را می گرفت و در طول سفر مشغول خواندن آن بود. در ملاقات با روسای این کشورها هم موضوعی از تاریخ کشورشان را انتخاب و آنها را با گفتن آن، غافلگیر می کرد. چون بارها پیش می آمد که رئیس آن کشور از این موضوع اطلاع نداشت.

* مثلاً چه کسی؟

مثلاً رئیس‌جمهوری آفریقای جنوبی. حادثه دیگری را به یادم آوردید. یک بار مرا با نلسون ماندلا در شرایط دشواری قرار داد. نیمه شب با خط قرمز ویژه رهبری تماس گرفت، و پرسید بیداری، پاسخ دادم بله. گفت لباست را بپوش و ماندلا را بیاور. ماندلا پس از ترک ریاست جمهوری در حال دیدار از لیبی بود. با مشاور ماندلا صحبت کردم و او گفت: دیوانه شده ای؟ ماندلا خواب و بیمار است. زانوهایش هم درد می کند. گفتم: دستور دارم. گفت: این دیگر چه دستوری است؟ ماندلا مگر کارمند شما است؟ اجازه نمی دهم، کسی برای بیدارکردنش بیاید. خانم منشی ماندلا هم وقتی در جریان قرار گرفت، قاطعانه مخالفت کرد. با قذافی تماس گرفتم و نتیجه را اطلاع دادم. گفت به آنها بگو موضوع مهمی است و قانعشان کن، می دانم که زبردست هستی و از پس این کار بر می آیی. پس از قطع تلفن قذافی، به آنها جریان را اطلاع دادم؛ اما از مخالفت خود دست برنداشتند.

ادامه دارد

مه قذافیرمترجم:حسین جابری انصاری – روایت دوستان سرهنگ از رازهای دوران او گفتگوهای تفصیلی«غسان شربل» با پنج سیاستمدار معاصر لیبیایی – ۱۴۸ با این حال باز هم بشیر از او پیشتر بود و همواره میان این دو درباره روابط با آفریقا درگیری وجود داشت. بشیر صالح کارهایی را بدون اطلاع تریکی می کرد. او منشی مخصوص قذافی بود و هر کاری می خواست می کرد. روابط خوبی با آفریقایی ها داشت و رنگش هم مانند آنها سیاه بود. * قذافی زنان و مردان را دوست داشت؟ طبعاً. * عبدالمنعم الهونی پیشتر گفته بود، قذافی انحراف جنسی دارد. این درست است. عبدالرحمن شلقم هم می گفت، قذافی مثبت و منفی است. * در موضوع غلام بچگان، مشکلی با قذافی پیش نیامد؟ کسی از جوان ها از او شکایت نکرد؟ شنیدم، اما خودم نبودم. چون این موضوع در بخش خدمات انجام می شد و از آنچه پیرامون آن می گذشت، اطلاع ندارم. * زنانی از خارج هم برای قذافی می آوردند؟ برایش خانم هایی از رنگ ها و شکل های مختلف می آوردند، و خانمی بنام میم. الف مسئول این امور بود. * بعد از سقوط قذافی نام او برده شد؟ این خانم مسئول این گونه امور بود. کار به جایی رسید که این خانم، حکم فرستاده شخصی قذافی را پیدا کرده بود. این خانم، با سیسیلیا سارکوزی و کاخ الیزه، بیش از من و وزیر خارجه و نخست‌وزیر رابطه داشت. علت این بود که قذافی او را فرستاده شخصی خود می دانست. قذافی در این موضوع، زیاده روی داشت و از برخی اشخاص، با تعرض به همسرانشان انتقام می گرفت. همین خانم به من گفت قذافی به خواهر سارکوزی تعرض کرد، و او هم خشمگین شد. بعد نزدیکان قذافی کوشیدند، با گردنبندی از الماس او را راضی کنند، اما نپذیرفت. * قذافی از مقبره لنین در مسکو دیدار کرد؟ بله، بعد از دیدار گفت لنین مرد، پس چرا پول خرج می کنند تا از جنازه مومیایی او نگهداری کنند. * تحت تأثیر کدام رهبر جهانی بود؟ معمر قذافی! * چه کتاب هایی می خواند؟ کتاب های تاریخ نظامی، سیاسی و مدنی را زیاد می خواند. پیش از دیدار از هر کشور، تاریخ کامل آن را می گرفت و در طول سفر مشغول خواندن آن بود. در ملاقات با روسای این کشورها هم موضوعی از تاریخ کشورشان را انتخاب و آنها را با گفتن آن، غافلگیر می کرد. چون بارها پیش می آمد که رئیس آن کشور از این موضوع اطلاع نداشت. * مثلاً چه کسی؟ مثلاً رئیس‌جمهوری آفریقای جنوبی. حادثه دیگری را به یادم آوردید. یک بار مرا با نلسون ماندلا در شرایط دشواری قرار داد. نیمه شب با خط قرمز ویژه رهبری تماس گرفت، و پرسید بیداری، پاسخ دادم بله. گفت لباست را بپوش و ماندلا را بیاور. ماندلا پس از ترک ریاست جمهوری در حال دیدار از لیبی بود. با مشاور ماندلا صحبت کردم و او گفت: دیوانه شده ای؟ ماندلا خواب و بیمار است. زانوهایش هم درد می کند. گفتم: دستور دارم. گفت: این دیگر چه دستوری است؟ ماندلا مگر کارمند شما است؟ اجازه نمی دهم، کسی برای بیدارکردنش بیاید. خانم منشی ماندلا هم وقتی در جریان قرار گرفت، قاطعانه مخالفت کرد. با قذافی تماس گرفتم و نتیجه را اطلاع دادم. گفت به آنها بگو موضوع مهمی است و قانعشان کن، می دانم که زبردست هستی و از پس این کار بر می آیی. پس از قطع تلفن قذافی، به آنها جریان را اطلاع دادم؛ اما از مخالفت خود دست برنداشتند. ادامه دارد

نسخه مناسب چاپ