محاصره اوکراین؛ تاکتیک روسیه برای واداشتن آمریکا به گفتگو
 

سان تزو، ملقب به چانگ چینگ، از نخستین نظامیان واقعگرای چین باستان، معتقد است که جنگ نه یک کارزار محض، بلکه یک رقابت چند بعدی است که در صورت لزوم عملیات نظامی و میدان نبرد نیز بخش پایانی آن را تکمیل‌تر خواهد نمود.

او در کتاب ارزشمند خویش با عنوان “هنر جنگ” جمله بسیار معروفی دارد که چنین است: “جنگاوران پیروز کسانی هستند که ابتدا [در صحنه سیاست] شاهد پیروزی را در آغوش کشیده و سپس به صحنه نبرد نظامی قدم می گذارند. اما جنگاوران شکست خورده، آنانی هستند که بی هیچ مصلحت اندیشی و بدون محاسـبه عواقـب آن، وارد جنگ نظامی شده و سپس بدنبال یافتن راههایی برای پیروز شدن در معرکه می‌گردند”. به گزارش ایسنا، عباس ترابی، دانش آموخته مطالعات آمریکا و پژوهشگر روابط بین‌الملل در یادداشتی نوشته است: حال مانور قدرت روسیه در اطراف مرزهای اوکراین و به چالش کشیدن آستانه تحمل ناتو، اتحادیه اروپا و ایالات متحده بی شباهت به نظریه جنگ سان تزو نیست.اما شاید این سوال به ذهن متبادر شود که چرا روسیه در این وسعت اقدام به نمایش قدرت نظامی در سیستم تابعه خود نمود؟ مگر نه اینکه عصر لشکرکشی‌های بزرگ و الحاق سرزمینهای مجاور به پایان رسیده است. پس چرا جهان، امروز شاهد این حجم وسیع از لشکرکشی و محاصره نظامی یک دولت مستقل از سوی همسایه اقتدارگرای خویش است؟ برای پاسخ شاید لازم باشد اندکی به عقب برگردیم و وضعیت شکل گیری جهان نوین بعد از اضمحلال اتحاد جماهیر شوروی را که تحت عنوان “نظم نوین جهانی” از آن یاد می شود مرور کنیم و جایگاه امروز روسیه در نظام بین الملل، بعنوان بازنده بزرگ جنگ سرد، و مدل رفتار استراتژیک این قدرت را در طول بیش از سه دهه مورد ارزیابی قرار دهیم.

به گواه تاریخ بین‌الملل، روسیه از قرن هفدهم تا پایان قرن بیستم میلادی، همواره در جایگاه یکی از چند قدرت بزرگ در دنیا قرار داشته و به اعتقاد ویلیام ولفرت، استاد روابط بین الملل در کالج دارتموث، “روسیه تنها کشوری است که در این جمع در طول جنگ سرد به تدریج بیشترین افول قدرت را تجربه کرده است”. در حقیقت، اگر چه مرگ استالین در پنجم ماه مارس سال ۱۹۵۳میلادی، ناقوس اضمحلال شوروی را نواخت؛ اما صدای آن از اواسط دهه ۱۹۷۰میلادی بود که به گوش رسید. و این سیر تدریجی افول با مرگ لئونید برژنف و به قدرت رسیدن پیاپی سه رهبر آخر شوروی، یعنی یوری آندروپوف، کنستانتین چرنینکو و میخائیل گورباچف کم کم شتاب بیشتری به خود گرفت.اما این گورباچف بود که در واپسین نفس‌های اتحاد جماهیر شوروی برای نجات این بیمار در بستر مرگ، دست به یک سلسله اصلاحات زد تا شاید بتواند بیمار محتضر را از خطر مرگ برهاند. پس او در اولین گام اصلاحات، به جنگ در افغانستان پایان داد و نیروهای کشورش را در ۱۹۸۶از این کشور بیرون کشید.

او سپس سلسله اصلاحاتی را در حوزه آزادی‌های سیاسی (گلاسنوست) و اقتصاد و ساختاری (پرسترویکا) به اجرا گذاشت. شاید نقطه اوج چنین وضعیتی را بتوان در دسامبر ۱۹۸۸میلادی و اظهارات گورباچف مبنی بر اعطای آزادی عمل به دولت های متحد در پیمان ورشو درباره تصمیم گیری راجع به نظام های سیاسی خود دانست. این پیام اصلاح طلبانه مبتنی بر اندیشه سوسیال دموکراسی، در واقع، آغاز فروپاشی پیمان ورشو و متعاقب آن فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود. یک سال بعد در نوامبر ۱۹۸۹میلادی، او گام دیگری در جهت عقب نشینی برداشت و اعلام کرد کشورش پیش شرط بی طرف ماندن آلمان و عدم عضویت آلمان متحد در ناتو را کنار می گذارد و به آلمانی ها اجازه داد تا در عین اتحاد همچنان در عضویت ناتو باقی بمانند. یک ماه بعد، در دسامبر ۱۹۸۹ادوارد شواردنادزه، وزیر خارجه شوروی، به جیمز بیکر همتای آمریکایی خویش اعلام کرد که کشورش بدون هیچ پیش شرطی آماده عقد پیمان استارت با ایالات متحده است.در تدوام سلسله اصلاحات گسترده ای که گورباچف در نظر داشت انجام دهد، او تصمیم گرفت در ژانویه ۱۹۹۱میلادی در استراتژی امنیت شوروی تجدید نظر کرده و با پذیرش رهبری ایالات متحده در ائتلاف بین المللی آزادسازی کویت از اشغال عراق همراهی کند. به این ترتیب، با اجرای سریع و گسترده اصلاحات در شوروی “استراتژی موازنه قدرت” که با روی کار آمدن گورباچف آغاز شده بود، به استراتژی همراهی با ایالات متحده تغییر یافت. اما اقتصاد ویران در کنار بیش از ۷۰سال استبداد باعث شورش عمومی ملت های تحت تابعه شوروی شد و این امپراطوری هرگز این فرصت را نیافت که بتواند دوشادوش ایالات متحده در تعریف نظم نوین جهانی بعد از پایان جنگ سرد نقش آفرینی کند و سرانجام این امپراتوری ورشکسته در ۲۵دسامبر ۱۹۹۱با استعفای گورباچف از هم فروپاشید .

بوریس یلتسین، اولین رئیس جمهور روسیه جدید، اگر چه بسیار کوشید تا همچون دوره گورباچف، کشورش بعنوان یک قدرت جهانی در کنار آمریکا محسوب شده و در شکل گیری نظم نوین جهانی نقش آفرینی کند، اما واشنگتن که جهان را از دریچه منطق قدرت می نگریست، حاضر نشد روسیه را بعنوان یک دولت ورشکسته که فساد سیستماتیک تار و پود آن را در بر گرفته بود و طنین جنبش های استقلال طلبانه در سرتاسر قلمرو اش به گوش می‌رسید، در قامت یک شریک استراتژیک در بر ساختن نظم جدید مشارکت دهد. با این حال، بوریس یلتسین، بعنوان یک لیبرال اصلاح طلب، دست به یک سلسله اصلاحات گسترده تر و رادیکال تری از گورباچف زد و سعی کرد با ایجاد یک سیستم سیاسی چند حزبی، با انتخاباتی آزاد همراه با آزادی های مدنی و اقتصاد بازار، از فاصله ایدئولوژیکی خود با لیبرال دموکراسی آمریکایی بکاهد تا بتواند دروازه های گفتگو با آمریکا را بگشاید. امری که امروز سلف او ولادیمیر پوتین قصد دارد همین کار را با بکارگیری “استراتژی سخت” به انجام برساند و واشنگتن را وادار به گفتگو و باز تعریف سیستم‌های تابعه نماید .

حتی یلتسین بسیار مایل بود که در پرتو گذار جامعه روسیه در یک مسیر غربی تمام عیار، بتواند با ناتو همکاری هایی تحت عنوان

“Special Strategic Partnership” (مشارکت استراتژیک ویژه) را آغاز کند تا بدینوسیله نوعی ائتلاف میان روسیه-آمریکا را ایجاد نماید. اما در تمامی تلاش هایش با بی میلی کاخ سفید مواجه شد و دریافت که اتحادیه اروپا و آمریکا حاضر نیستند به هیچ وجه در این میان نقشی برای روسیه در نظم نوین بعد از جنگ سرد قائل  شوند. عدم استقبال جهان غرب از گرمی روابط با روسیه، سرانجام سبب ساز دلسرد شدن یلتسین و تغییر استراتژی این کشور از “همراهی با آمریکا” به سمت استراتژی “موازنه نرم” گردید. لذا، درست دو سال بعد از روی کار آمدن دولتی غرب گرا در روسیه، یعنی در سال ۱۹۹۴میلادی، جامعه سیاسی روسیه به فکر بازنگری در سیاست همراهی با آمریکا افتاد. چرا که کرملین به این نتیجه رسید که با ادامه وضعیت موجود و عدم امکان مشارکت روسیه در معادلات جهانی، در بلند مدت امکان رسیدن به جایگاهی درخور و شایسته برای روسیه دیگر ممکن نخواهد بود.

با این اوصاف بود که روسیه تصمیم به مخالفت با گسترش ناتو در شرق اروپا گرفت و درست در همان سال ۱۹۹۴که دولت دموکرات آمریکا به رهبری بیل کلینتون در کاخ سفید مستقر گشت و استراتژی

“Engagement and Enlargement” (گسترش و تعهد) را در دستور کار خود قرار داد، کرملین دریافت که اگر در اجرای این سیاست خارجی کاخ سفید از خود انفعال نشان دهد، ناتو تمامی کشورهای عضو پیمان ورشو سابق را با خود همراه خواهد کرد. اما از آنجایی که روسیه فاقد اهرم فشار خاصی برای جلوگیری از گسترش عضوگیری ناتو در میان کشورهای شرق اروپا بود، نتوانست اقدام موثر و قابل ملاحظه ای انجام دهد و اکثر کشورهای شرق اروپا به عضویت ناتو درآمدند. حتی سه کشور حوزه بالتیک شامل استونی، لاتویا و لیتوانی نیز که با روسیه مرزهای مشترک دارند در ۲۹مارس سال ۲۰۰۴عضویت رسمی ناتو را پذیرفتند. لذا، در شرایط حاضر که کشورهای هم مرز و مجاور با روسیه بجز بلاروس، اوکراین و فنلاند، سایر کشورها عضو ناتو هستند، کرملین به این نتیجه رسیده است که اگر نتواند اروپا و آمریکا را بالاجبار بر سر میز مذاکره با خود بنشاند، در طی چند سال آینده خود را در معرض خطر محاصره نظامی ناتو خواهد یافت.گورباچف در سخنرانی روز هشتم نوامبر سال ۲۰۱۴در مراسم بیست و پنجمین سالروز فروپاشی دیوار برلین، غرب بویژه واشنگتن را غرق در مستی غرور بعد از فروپاشی شوروی و اروپا را صحنه رقابت برای کسب حوزه های نفوذ متهم کرد و گفت خونریزی در اروپا و خاورمیانه نتیجه عدم توانایی و خواست قدرتهای بزرگ برای گفتگو با یکدیگر است. حال امروز بعد از گذشت ۸سال از این پیام هشدار آمیز، جهان شاهد این است که روسیه برای وادار کردن جهان غرب و آمریکا به گفتگو، اقدام به محاصره نظامی اوکراین کرده است.

حقیقت تلخ بحران اوکراین، پیامد سیاست واشنگتن در قبال خاورمیانه است

سفیر اسبق آمریکا در اراضی اشغالی در سخنانی گفت حقیقت تلخ بحران اوکراین این است که واشنگتن بهای سیاستش در قبال خاورمیانه را پرداخت می‌کند.

به گزارش ایسنا، به نقل از شبکه الجزیره، مارتین “ایندیک”، سفیر اسبق آمریکا در اراضی اشغالی در یادداشتی در روزنامه “فارن افرز” به بحران اوکراین و روسیه و نقش آمریکا در آن پرداخته است .وی در این باره گفت که بحران اوکراین نشان دهنده یک تناقض آشکار در سیاست خارجی آمریکا در قبال خاورمیانه است. در این یادداشت آمده است: دولت جو بایدن متوجه یک واقعیت ناخوشایند در خاورمیانه شد و آن واقعیت این است که هم‌پیمانان آمریکا و شرکایش در منطقه حاضر به موضع گیری در برابر روسیه در بحران شدید با غرب نیستند، این درحالی است که آنها مدیون ایالات متحده هستند و با اوکراین ابراز همبستگی کردند.وی افزود: این مواضع بیانگر میزان تغییری است که در خاورمیانه به دلیل تصمیم اتخاذ شده توسط باراک اوباما، رئیس جمهوری اسبق و پس از او توسط دونالد ترامپ، رئیس جمهوری سابق رخ داده و این تصمیم در حال حاضر توسط جو بایدن نیز دنبال می‌شود و این تصمیم قرار دادن منطقه در انتهای فهرست اولویت‌های سیاست خارجی واشنگتن است.

ایندیک معتقد است که آمریکا درحال حاضر باید خود را با پیامدهای این تصمیم وفق دهد؛ چراکه این عواقب و پیامدها امیدهایی که واشنگتن در شرکای خود در خاورمیانه ایجاد کرده بود را کاهش داده است.در ادامه این یادداشت آمده است: برای درک این تغییرات و میزان آن، باید به نزدیک‌ترین متحد واشنگتن در خاورمیانه، یعنی اسرائیل، توجه کرد. اواسط ژانویه، واشنگتن و اسرائیل دوره‌ای از رایزنی‌های “استراتژیک” را برگزار کردند که روی پرونده هسته‌ای ایران متمرکز بود. با این حال، در حالی که دولت بایدن تمام تلاش خود را برای مقابله با تاکتیک‌های فشار مسکو بر کی‌یف انجام می‌دهد؛ اما در بیانیه پایانی این جلسه هیچ اشاره‌ای به اوکراین نشد.

ایندیک در ادامه تاکید کرد: از زمانی که روسیه در پاییز گذشته شروع به استقرار و بسیج نیروهای خود در مرزهای اوکراین کرد، اسرائیل در قبال آن سکوت کرده است و تنها پیشنهادی از سوی نفتالی بنت، نخست‌وزیر آن برای میانجیگری بین اوکراین و روسیه ارائه شد که قاطعانه توسط مسکو رد شد.ایندیک که مناصب مختلفی را در صحنه سیاسی آمریکا داشته است در این یادداشت به دیگر هم‌پیمانان واشنگتن در خاورمیانه ازجمله کویت، مصر و عربستان پرداخت و نوشت: کویت باید نسبت به خطراتی که جامعه بین‌المللی با آن مواجه است بسیار حساس باشد؛ اما در بیانیه مشترکی که پس از دیدار وزیر امور خارجه کویت و همتای آمریکایی وی صادر شد، هیچ اشاره‌ای به بحران اوکراین نشده است.

سفیر سابق آمریکا همچنین تاکید کرد: موضع مصر در قبال بحران غرب با روسیه تفاوت چندانی با موضع دیگر هم‌پیمانان آمریکا ندارد و مصر علاقه‌ای به موضع گیری علیه ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه در مورد اوکراین ندارد، این مساله به ویژه پس از تصمیم دولت بایدن برای تعلیق کمک ۱۳۰میلیون دلاری به قاهره به بهانه عدم تمایل نظام مصر به اعطای آزادی‌های بیشتر به شهروندانش پررنگ‌تر شده است.

ایندیک درباره عربستان به عنوان دیگر هم‌پیمان آمریکا و موضع آن در قبال بحران اوکراین نیز تصریح کرد: سعودی‌ها تا بدین لحظه کمترین همکاری را هم با آمریکا داشته‌اند. بحران اوکراین قیمت نفت را به بالای ۹۰دلار در ازای هر بشکه رسانده است و انتظار می‌رود این قیمت به بالاتر از ۹۰دلار در ازای هر بشکه و ۱۲۰دلار در صورت حمله روسیه به اوکراین برسد.وی همچنین معتقد است است که عربستان سعودی نسبت به تماس‌های متحد خود آمریکا در این باره بی‌تفاوت است و این درحالی است که عربستان سعودی در گذشته از ایستادن در کنار متحد خود در مواقع ضروری ابایی نداشت. زمانی که تاسیسات نفتی عربستان در سپتامبر ۲۰۱۹هدف حملات پهپادی و موشکی یمن قرار گرفت و ریاض نیمی از تولیدات نفتی خود را از دست داد، دونالد ترامپ، رئیس جمهور وقت آمریکا، به جای عجله برای دفاع از عربستان سعودی، به “عوامفریبی” متوسل شد.در ادامه این یادداشت آمده است: از آنجایی که توجه آمریکا به خاورمیانه در طول دهه گذشته رو به افزایش بوده است، و از آنجایی که رهبران منطقه از دیرباز نسبت به تغییر توازن قوا حساس بوده‌اند، آنها به دنبال جایگزین‌هایی برای تضمین امنیت خود برای یک دوره هستند. روسیه به سرعت در جنگ سوریه در سال ۲۰۱۵برای کمک به نظام بشار اسد مداخله نظامی کرد و در آن زمان ایالات متحده درصدد تغییر نظام‌های مصر، لیبی و سوریه بود. رهبران عرب در منطقه متوجه تضاد میان مواضع روسیه و آمریکا شدند و روسیه به یک قدرت واقعی در خاورمیانه تبدیل شده است و در مقابل به نظر می‌رسد ایالات متحده قدرتی بی‌ثبات کننده است.

زلنسکی؛ از هنرپیشگی تا رئیس جمهوری

ولودیمیر زلنسکی -هنرپیشه سابق یک برنامه محبوب تلویزیونی در ژانر طنز – پیش از آنکه رییس جمهور اوکراین شود، در نقش یک معلم تاریخ بود که پس از اعتراضات آنلاین علیه فساد محبوبیت یافت و در کمال ناباوری به بالاترین مقام اوکراین رسید. به گزارش ایسنا، «کیم هژلمگارد » (Kim Hjelmgaard) در مطلبی برای روزنامه یواس‌ای تودی نوشت: حالا ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهوری اوکراین به مهیج‌ترین نقش در زندگی خود خیره شده است؛ نقشی که در آن زلنسکی ۴۴ساله با ظاهر پسرانه خود به جدی‌ترین درگیری ژئوپلیتیکی از زمان پایان جنگ سرد چشم دوخته است.هیچ شخصی قطع به یقین نمی‌داند که آیا ۱۳۰هزار سرباز روسی که ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه در نزدیکی مرز اوکراین مستقر کرده، به معنای حمله مسکو به اوکراین است یا خیر؛ مسکویی که سالهاست از گسترش ناتو به سمت شرق و تمایل کی‌یف برای پیوستن به این ائتلاف مستاصل است و احساس نارضایتی می‌کند. کاخ کرملین، ادعاهای کاخ سفید مبنی بر حمله احتمالی روسیه به اوکراین را به عنوان نوعی “هیستری” رد کرده و گفته است که کاخ سفید دچار جنون شده است.زلنسکی سخنان متحدان غربی‌اش مبنی بر حمله قریب‌الوقوع روسیه به اوکراین را کم اهمیت نشان داده است اما با این حال وی چندی پیش، جدی‌ترین پیغام خود را به اوکراینی‌ها اعلام کرد که بهتر است برای جنگ با روسیه آماده باشند.وی در سخنرانی خود عنوان کرده بود: به ما گفته شده که روز حمله در تاریخ ۱۶فوریه خواهد بود. ما آن را تبدیل به روز وحدت می‌کنیم. فرمان مربوطه قبلا امضا شده است. ما در این روز پرچم ملی خود را به اهتزاز درمی‌آوریم و با روبان‌های آبی و زرد، اتحاد خود را به جهانیان نشان خواهیم داد. ما یک آرزوی بزرگ اروپایی داریم؛ ما خواستار آزادی هستیم و حاضریم که بجنگیم. ۱۴هزار مدافع و غیرنظامی که در جنگ کشته شدند، از آسمان و افلاک به تماشای ما می‌نشینند. و ما هرگز به یاد و خاطراتمان خیانت نخواهیم کرد.

برخی از ناظران با توجه به پیشینه زلنسکی، توصیه‌هایش مبنی بر نترسیدن را نوعی شوخی و طنز خوانده‌اند اما یکی از دستیاران زلنسکی به یواس‌ای تودی گفت که این طنز و کنایه نیست.قبل از ریاست جمهوری، زلنسکی در اوکراین به خاطر ایفای نقش یک معلم تاریخ که در برنامه تلویزیونی “خادم مردم” ایفا می‌کرد، محبوب بود. همچنین، او به خاطر بازی در فیلم‌های “عشق در شهر بزرگ” محصول سال ۲۰۰۹و فیلم “رژفسکی در مقابل ناپلئون” محصول سال ۲۰۱۲شهرت داشت.زلنسکی بارها از جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا خواسته است تا پیش‌بینی‌هایش را درخصوص معنی حضور فزاینده نیروهای روسی و تجهیزات نظامی آن‌ها در مرز با اوکراین کاهش دهد و به او گفته است که متحدان خوش نیت اوکراین نیازی به آنالیز و بررسی تمامی اطلاعات درخصوص تهدیدها در مرز اوکراین ندارند.زلنسکی چندی پیش پس از تماشای رزمایش‌های نظامی در جنوب اوکراین و هم‌زمان با اینکه آمریکا و سایرین دستور دادند تا سفارتشان در کی‌یف تخلیه شود، اظهار کرد: حقیقت این است که ما اطلاعات مختلف و گوناگونی داریم اما همه این اطلاعات فقط به ایجاد وحشت کمک می‌کند و در اصل به خود ما هیچ کمک و مددی نمی‌رساند.وزارت خارجه آمریکا به همه آمریکایی‌ها توصیه کرده است که فورا اوکراین را ترک کنند. برخی از کشورهای دیگر نیز از شهروندان خود چنین درخواستی داشته‌اند.زلنسکی که یک وکیل حاذق و دوره دیده بود، حرفه هنرپیشگی خود را در سایه و چشم‌انداز سیاسی و امنیتی اوکراین از سال ۲۰۱۴با سیاست عوض کرد؛ درست آن سالی که ویکتور یانوکوویج، رئیس جمهوری مخلوع و فاسد اوکراین، پس از ماه‌ها تظاهرات از مقام خود برکنار شد و روسیه منطقه کریمه اوکراین را در دریای سیاه ضمیمه کرد و در عین حال از جدایی‌طلبانی که کنترل بخش‌های وسیعی از خاک شرقی اوکراین را به دست گرفتند، حمایت نظامی کرد.سرانجام کشمکش‌ها، زلنسکی در انتخابات سال ۲۰۱۹پیروز میدان شد.

نسخه مناسب چاپ