سر انجام مداخله والدین در انجام امور فرزندان
 

عضو سازمان نظام روانشناسی گفت: اگر خواهان دانش‌آموزان و دانشجویان خلاق و مستقل در آینده هستیم تا بدون وابستگی به خانواده‌هایشان به شکوفایی برسند، بهتر است خانواده‌ها به جای اینکه همه کارهای فرزندشان را در کودکی انجام دهند، او را فقط راهنمایی کنند و توانایی‌های کودکشان را دست‌کم نگیرند.

خیلی از دبیران، مربیان و معلمان در محیط مدرسه یا دانشگاه و… تجربه تدریس به دانش‌آموزان یا دانشجویان کم‌تحمل و وابسته را داشته و دارند؛ دانش‌آموزانی بهانه‌جو که از محیط مدرسه و دانشگاه همان انتظاراتی را می‌طلبند که در محیط خانه و از جانب خانواده برایشان مهیا بوده است. آستانه تحمل این بچه‌ها پایین است و با کوچک‌ترین انتقادی از سمت گروه همسالان یا معلم، دلگیر شده و آستانه تحملشان لبریز می‌شود.

حتی والدین این بچه‌ها نیز با احتیاط با آنها رفتار کرده و مدام مراقب هستند با بیان موضوعی باعث ناراحتی فرزندشان نشوند. اما هر مادر و پدری آرزوی فرزندی مستقل دارد که از پس چالش‌های زندگی برآید و با مهارت‌های حل مسأله آشنایی داشته باشد و به جای اینکه در بحران‌های زندگی از پا درآید، بتواند بهترین راه?حل را برای پشت سر گذاشتن آن اتخاذ کند.

خدیجه روشنی، عضو سازمان نظام روانشناسی در گفتگو با ایرنا با تاکید بر اینکه داشتن فرزند مستقل یکی از مهم‌ترین چالش‌ها و دستاوردها برای والدین است تصریح کرد: تربیت کودکان مستقل و با عزت نفس که بتوانند با چالش‌های زندگی مواجه شوند، گام مهمی در جهت رشد و پرورش فرزندان محسوب می‌شود. به همین دلیل والدین باید رفتارهای سالمی داشته باشند، زیرا چگونگی برخوردشان با دیگران اهمیت دارد و فرزندان از عملکرد آنها می‌آموزند.

عضو سازمان نظام روانشناسی با بیان اینکه فقط پدر و مادر شدن مهم نیست و تربیت فرزندان از بچه‌دار‌شدن مهم‌تر است، افزود: در فرزندپروری اینکه پدر و مادری مسئول باشید، به زمان و فعالیت بیشتری نیاز دارد. در نتیجه لازم است که فرزند خود را در اولویت زندگی خود قرار بدهید. از اصول مهم فرزندپروری، هماهنگی فرزندپروری با رشد کودک است. در این حالت، کودک در حال رشد است و درنظرگرفتن اینکه افزایش سن چگونه رفتار کودک را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اهمیت دارد.

این روانشناس توضیح داد: برای مثال عملکردی که استقلال کودک ?ساله را برای توانایی نه گفتن در همه زمان‌ها تقویت می‌کند، همان رفتاری است که او را برای دیگر مسؤولیت‌های زندگی نیز آماده خواهد کرد. همچنین جهش رشد فکری که کودک ۱۴ساله را در کلاس درس کنجکاو می‌سازد، به او توانایی مطرح‌کردن استدلالات خود در بزرگسالی را نیز می‌دهد.

مدیریت درست کودکان

وی اضافه کرد: اگر در جریان فرزندپروری، رفتار کودک خود را در زمان کودکی مدیریت نکنیم، او برای یادگیری درباره اینکه چگونه خود را در سن بالاتر و زمانی که والدین با او نیستند، مدیریت کند با مشکل مواجه خواهد شد.

روشنی گفت: قوانینی که فرد در کودکی از عملکرد والدین و دیگران الگوبرداری کرده در شکل دادن قوانین رفتاری وی در دیگر دوره‌های زندگی‌اش کمک می‌کند. برای مثال ایجاد یکسری محدودیت‌ها به کودک، در ایجاد احساس خودکنترلی به وی کمک خواهد کرد. همچنین تشویق به داشتن استقلال نیز در ایجاد احساس خودمختاری کودک مؤثر است.

عضو سازمان نظام روانشناسی با بیان اینکه کودکان به طور طبیعی و ذاتی برای استقلال خود تلاش می‌کنند، افزود: بسیاری از والدین این حالت را به اشتباه سرکشی در نظر می‌گیرند اما واقعیت این است که کودکان برای استقلال خود تلاش می‌کنند زیرا این حالت بخشی از ماهیت انسان است که می‌خواهد کنترل رفتار خود را داشته باشد و خودمختاری یکی از نیازهای اولیه زندگی هر شخصی است.

این روانشناس گفت: متأسفانه برخی والدین، وابستگی را در کودکان خود پرورش می‌دهند. آنها این کار را برای اثبات قدرتشان و کنترل و اجبار آنها انجام می‌دهند تا از این موضوع که نیروهای غالب زندگی فرزندشان هستند، اطمینان حاصل کنند. به همین دلیل کودکان دستاورد این شیوه زندگی و فرزندپروری، در آینده افرادی وابسته هستند که برای انجام کارهایشان به کمک دیگران نیاز دارند و به تنهایی نمی‌توانند کارهای خود را انجام دهند.

وی تصریح کرد: حتی شادی آنها نیز به شادی دیگران وابسته است. از آنجا که هیچ مسؤولیتی روی افکار، عواطف و اعمال خود ندارند، تصمیم‌گیرندگان ضعیفی هستند و در برخورد با دیگران هر کاری را که می‌توانند انجام می‌دهند تا عشق و توجه آنها را

جلب کنند.

همچنین این کودکان برای راضی کردن دیگران، معمولا نیازهای خودشان را نادیده می‌گیرند. در نتیجه افرادی هستند که آرزوهایشان تحقق نیافته و همیشه بی‌میل و ناراضی هستند. آنها هرگز با انتظارات، زندگی نمی‌کنند و گاهی برعکس به صورت واکنشی عمل می‌کنند.

عضو سازمان نظام روانشناسی تأکید کرد: اگر خواهان افزایش خودکفایی در کودکان هستیم تا بدون حضور والدین به خودشکوفایی برسند، بهتر است به جای اینکه کارهایشان را انجام دهیم، فقط آنها را راهنمایی کنیم. برای مثال والدین در مواقعی که کودک به کمک نیاز دارد به جای اینکه کارها را برایش انجام دهند، با تبدیل کارهای بزرگ به کارهای کوچک و چند مرحله‌ای به او در انجام آن فعالیت‌ها کمک کنند. کودک باید احساس کند خودش کار را به انجام رسانده است تا سطح اعتماد به نفس و احساس استقلالش افزایش یابد.

روشنی گفت: به کودک کمک کنید برنامه روزمره خود را بنویسد و مفهوم مدیریت زمان را درک کرده و به خودکفایی برسد. تلاش‌های کودک را هر چند کوچک، تشویق کنید؛ زیرا تحسین‌کردن روش‌های مؤثری در ایجاد و افزایش خودکفایی در کودک ایجاد می‌کند. کودک باید درک کند تلاش‌هایش چه کوچک و چه بزرگ قدر دانسته می‌شوند و والدین باید جلوی دیگران از کارهای او تعریف و تمجید کنند، زیرا این کار باعث عزت نفس و استقلال وی می‌شود.

وی ادامه داد: آموزش خودکفایی در سن پایین به کودکان کمک می‌کند که در بلندمدت، رفتارها و هیجانات خود را مدیریت کنند. کودک مستقل مهارت‌های اجتماعی بهتری دارد و دست به انتخاب‌های مناسب‌تری می‌زند و اگر همه این موارد در فرزندپروری از سوی والدین به درستی انجام شود، در آینده می‌توانند شاهد موفقیت فرزندشان در زندگی باشند.

روشنی در پایان تأکید کرد: اگر بخواهیم به میزان کارآمدی فرد در آینده واقف شویم، باید آن را در سطح فرزندپروری خانواده جست و جو کنیم.

نسخه مناسب چاپ