نسیء و گاهشماری ها
حجت الاسلام والمسلمین رشید داودی - بخش چهارم
عقلایی ترین توجیه و تفسیر برای «نسیء»، این است که آن را در میان عرب به مثابة کبیسه گیری در بین سایر اقوام و ملل بدانیم و برای آنکه بتوان تصویر روشن تری از آن به‌دست آورد، می بایست تفحص بیشتری در منابع تاریخی و نجومی کرد تا با مکانیسم و روش عقلایی اجرای آن آشنا شد.

نکتة پنجم: در گفتار هفتم، تحقیق «نسیء به مثابة کبیسه»، در دیدگاه‌های مورخان و منجمان و برخی دیگر از مفسران مورد توجه و بحث قرار گرفت و مکانیسم اجرای آن ‌را از منظر دانشورانی چون: ابومعشر بلخی، ازرقی، مسعودی، ابوعبیده، ابوریحان بیرونی، مرزوقی، ابن اجدابی، سهیلی، مقریزی و مرحوم مجلسی تبیین و ترسیم کردیم.در مجموع ماحصل گفتار ششم و هفتم این است که:

یک: عرب که در دوران جاهلیت از ماههای قمری استفاده می کرد با مسئلة گردش ماههای قمری در فصلهای مختلف مواجه بود و تأثیر این امر را در معاش و تجارت و دیگر شئون زندگی خود می دید، در عین حال، به جهت ارتباطات گسترده با سایر اقوام و ملل با موضوع کبیسه گیری آشنا شد و از آن استفاده کرد؛ آنها به تقلید از برخی اقوام و پیروان ادیان، نام عمل خود را «نسیء» گذاشتند. اما گزارش های تاریخی از روش ایشان در انجام نسیء و مکانیسم دوره ای آن، بسیار آشفته است؛ به‌گونه ای که هیچ مستند کاملی که بتواند به صورت دقیق، روش کبیسه گیری آنها را توضیح دهد، موجود نیست. این معضل به جهت ضعف دانش نجوم و تسلط نداشتن بر محاسبات دقیق تقویمی و ریاضی در میان بزرگان و متولیان عرب آن زمان یا راویان و مورخان آن دوران بوده است.

دو: از مجموع دیدگاه هایی که ذکر شدند و مورد نقد و بررسی قرار گرفتند، می توان موارد زیر را به عنوان مجموع مکانیسم هایی که در منابع روایی، تاریخی، تفسیری و نجومی برای اجرای «نسیء» در دوران جاهلیت ذکر شده است، مورد اشاره قرار داد: «نسیء» عبارت است از:

۱٫ افزودن ۱۲ ماه کبیسه بر ماهها و سالهای قمری، در یک دورة ۲۴ ساله (مطابق نظر ابومعشر بلخی، ازرقی و به استناد آنچه در کلام مرزوقی و مجلسی به عنوان یکی از احتمالات در مورد نسیء مطرح شده است)؛

۲٫ افزودن ۹ ماه کبیسه بر ماهها و سالهای قمری، در یک دورة ۲۴ ساله (مطابق نقلی که ابومعشر مطرح کرده و ابوریحان بیرونی آن را پذیرفته است)؛

۳٫ افزودن ۱۱ ماه کبیسه بر ماهها و سالهای قمری، در یک دورة ۳۳ ساله (مطابق دیدگاه مسعودی، سهیلی و مقریزی). البته در این دیدگاه، روش محاسبة دورة ۳۳ ساله به سه صورت نقل شده است.

۴٫ افزودن ۱۲ ماه کبیسه بر ماهها و سالهای قمری، در یک دورة ۳۶ ساله (مطابق دیدگاه مجلسی و بر اساس تصحیحی که ما در کلام مسعودی انجام داده‌ایم).

۵٫ افزودن ۹ ماه کبیسه بر ماهها و سالهای قمری، در یک دورة ۱۹ ساله (مطابق کلام ابن اجدابی).

۶٫ گرداندن هر سالة ماه ذوالحجه در جای ماههای دیگر است. که نتیجة آن شکل گیری یک دورة ۱۲ ساله برای «نسیء» می باشد (مطابق روایت ابوعلی).

سه: پی بردن به مکانیسم انجام نسیء در میان عرب دوران جاهلیت، لزوما به معنای وجود یک مکانیسم درست محاسباتی نیست، بلکه چه‌بسا بر اساس آگاهی های حداقلی (فی‌الجمله) و شناخت ناکافی عرب آن روزگار، روشی غلط و ناصحیح برای موازنه میان ماههای قمری با سال شمسی، به کار بسته باشند؛ چنان‌که بیرونی در کتاب التفهیم پس از آنکه نسیء را به کبیسه گیری معنی می کند، تصریح دارد که عرب کبیسه و نسیء را از یهودیان آموخت تا حج را در فصلی خوش آب و هوا مستقر نماید و در ادامه می نویسد: «این کبیسه جهودان بیاموختند نه بر راهى باریک، ولکن بود اندر خورامّیان»؛ به این معنی که اگرچه کبیسه گیری را به جهت برابر کردن سال قمری با سال شمسی از یهود آموختند، اما روش کبیسه گیری آنها همچون کبیسه گیری یهودیان، دقیق نبود. و علت عدم دقت در کبیسه گیری آنها این بود که قومی امّی و درس نخوانده بودند.

چهار: برخلاف تصریح برخی مورخان و مفسران در اینکه عرب دوران جاهلیت در پی تثبیت ذوالحجه در اعتدال خریفی بودند، محاسبات علمی و اسناد نجومی حاکی از این است که در ذوالحجة سال دهم هجرت خورشید در برج حوت یا حمل قرار داشت که مقارن با اعتدال ربیعی است؛ بنابراین این احتمال جدی است که آغاز سال در گاه‌شماری قمری ـ شمسی عرب پیش و مقارن با اسلام، مطابق اعتدال ربیعی بوده باشد. (روایات متعددی که حاکی از مقارن بودن عید غدیر سال دهم هجرت با ایام نوروز هستند نیز مؤید همین دیدگاه می‌باشند.)

نسخه مناسب چاپ