باغِ بهشت
جهان باغ بهشتی شد ز نوروز و صفای آن/مرضیه سلیمانی
 

نگرشى به مفهوم بهشت و انگاره انسان از باغ و پردیس‌هاى برآمده از باورها و خواست‌هاى انسانى در جوامع و فرهنگ‌هاى گوناگون
***
همة ما در منابع و متون دینی با مفهوم بهشت (Haven و Paradise) آشناییم. یک اصطلاح بسیار کهن که تداعی معنای آن با باغی زیبا و دارای عالی‌‌ترین مواهب حیات و برآورنده تمامی نیازهای آدمی در پیوند است. خلود در بهشت، وعده و پاداش ادیان و مذاهب به نیاکان و مؤمنان و کسانی است که تکالیف شرعی و دستورات دینی را باور دارند و آن را مو به مو اجرا می‌کنند.
اما در سویه‌ای دیگر، باغ (Garden)، معانی و تداعی‌های متفاوتی می‌یابد. شعرهای فارسی پر است از تعبیر باغ و بهشت و دو عنوان کتاب شیخ سعدی شیرازی؛ «بوستان» و «گلستان» اشاره به همین صحنه و مکان، یعنی باغ و دشت مصفا و دارای گل‌های زیبا دارد.
حکیم عمر خیام، اما با پرسمانی ویژه، در اهمیت این مفهوم گفتمان‌های شاعرانه را مطرح کرده است:
گویند کسان بهشت با حور خوش است
من گویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کآواز دهل شنیدن از دور خوش است
این طرز بیان که متردد میان واقع و ناواقع است، در برابر اعتقاد دیرینه به جنات نعیم در کتب مقدس سامیان، تورات و انجیل قرار می‌گیرد. همچنین قرآن کریم که اوصاف بسیار از بهشت یا «جنت» کرده و به مؤمنان شایسته بشارت داده است: «ان الذین آمنوا و عملو الصالحات لهم جنات تجری من تحتها الانهار ذلک الفوز الکبیر» (سوره بروج ـ ۸۵)
این باور و مفهوم، به صورت تدریجی وارد ادبیات شاعرانه فارسی شده و در شعرهای بزرگ‌ترین شاعر همه ادوار، خواجه حافظ حتی عیناً بدان استشهاد شده است. در غزل زیبایی به مطلع:
بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت
وندر آن برگ و نوا، خوش ناله‌های زار داشت
در تخلص و مقطع غزل سروده است:
چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت
شیوه جنات تجری، تحتها الانهار داشت
دیوان بیشتر سرایندگان شعر پارسی، تصویری از باغ بهشت است، آن‌گونه که در کتب مقدس، به‌ویژه قرآن کریم باغ بهشت تصویر و ترسیم شده‌است؛ از جمله درباره حوریان و غلمان که دخترکان و پسرکان نکو چهره و شیرین رخسارند و حافظ نیز بدان اشارت فرموده است. خمریات و اوصاف شراب نیز یکی دیگر از این عناصر است که بخش مهم و گسترده‌ای از شعر پارسی را درگیر کرده است.
در جای دیگر سروده‌ای دارد که به ایهام، نظریه خیام و نقدی بر موضوع را بازگو می‌کند و سه بار قافیه بهشت را به کار برده است؛ این غزل را به واسطه ارزش معنایی و اصطلاحی و تکمیل تصویر بهشت در ذهن شاعرانه و زبان خیال‌انگیر پارسی است، از نسخه غنی ـ قزوینی می‌آوریم:
کنون که می‌دمد از بوستان، نسیم بهشت
من و شراب فرح‌بخش و یار حور سرشت
گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز
که خیمه، سایة ابر است و بزمگه لب کشت
چمن حکایت اردیبهشت می‌گوید
نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بهشت
به می عمارت دل کن این جهان خراب
بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت
وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد
چو شمع صومعه‌ افروزی از چراغ کنشت
مکن به نامه‌سیاهی، ملامت من مست
که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت
قدم دریغ مدار از جنازه حافظ
که گرچه غرق گناه است می‌رود به بهشت
باری، این باغ نمادین، بر اساس همان تصورات و توصیف‌های آرمانی در اساطیر و انگاره‌های کهن و متون مقدس، از سوی بسیاری از مردمان دارا و معماران توانا، بازپرداخته و در گوشه گوشه جهان ساخته شده است. باغ‌های شرقی و غربی، در دوره‌های مختلف، بازگو و بازتاب انگاره‌های مردمانی با مذاهب و دین‌های مختلف دربارة بهشت هستند. بهشت که تاریخ دارد و در متون مقدس، برای اقامت نخستین مرد و زن (آدم و حوا) آفریده شد، اما سرنوشت آنان را از بهشت بیرون کشید و به دلیل خوردن یا نزدیک شدن به میوة ممنوعه به زمین آمدند و بر مبنای آن منابع، داستان ما و تاریخ آدمیان از اینجا آغاز شد. حافظ در تلمیحی بسیار پیچیده و قدرتمند، نبرد میان تمایلات زمینی و آرمان‌های انسانی و تناقضات روح و تاریخ و فرهنگ آدمیان را به تصویر می‌کشد. در غزلی به مطلع:
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
در سه بیت آخر به وعده دیرین و عهد قدیم انسان و اقامت در بهشت (سابقه لطف ازلی) و خروج از آن اشاره کرده است:
ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟
نه من از پردة تقوی به در افتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
حافظا!‌ روز اجل گر به کف آری جامی
یکسر از کوی خرابات، برندت به بهشت
هم اکنون، طبیعت به دست بشر، برای بهره‌گیری و انتفاع در اوقات فراغت، بازسازی می‌شود. پارک‌ها و باغ‌های گوناگون و گاهی پل و ساختمان سبز و دارای ویژگی‌های طبیعی را می‌سازند و جنگل‌های بزرگ و کهن را که میلیون‌ها سال دوام و تاریخ دارد نابود می‌کنند. محیط طبیعی و بهشت زمینی، آرام آرام در کابوس واقعیات، به رویایی در خیالات و توهمات می‌پیوندد. آیا پیوندی میان باغ‌های این جهان و باغ مخلد بهشت در ملکوت یا وعده‌های آخر الزمان در ادیان و مذاهب وجود دارد؟ برخی از عرفا و حتی دینداران معنوی بر این باورند که بهشت و دوزخ همین‌جاست و ما با رفتار و گفتار و فراتر از آن با پندار و نیت خویش آن را ساخته‌ایم و در اندرون آن زیست می‌کنیم!
افزون بر این مطالب، اینک برگردان پارسی مطالبی که هما بونبرگ(‌Hemma Boneberg)‌، درباره باغ و تصور انسانی از بهشت منتشر ساخته، همراه با منابع آن را مرور می‌‌کنیم و در ادامه، مقاله بهشت و آسمان (Heaven & sky) یا بهشت آسمانی (باغ ملکوت) اثر گونتر توماس (Dr. Gunter Thomas) را می‌خوانیم. هردو نویسنده، آلمانی و از دانشمندان هستند و مقالات را برای دانشنامه نوشته‌اند.
باغداری و باغبانی
در طبیعت، استپ‌ها وجود دارند، زمین‌های بایر، جنگل‌ها، صخره‌های کوهستانی و دشت‌های باز و دوباره باغ‌ها که به دست انسان‌ها شکل گرفته‌اند، با پرچین‌ها یا دیوارها محصور شده‌اند و برای حیوانات یا گیاهان خاص مورد محافظت قرار گرفته‌اند. در مقایسه با نظام اقتصادی چهارپایان غیراهلی که گذران زندگی به صورت روزمره و بدون فکر کردن به فرداست و کار و برداشتن آن‌چه که محیط‌زیست طبیعی به صورت خود به خود در اختیار ما گذاشته، باغداری (horticulture) مستلزم یک زراعت کاملاً برنامه‌ریزی شده و بلندمدت، پرورش و مراقبت، آبیاری منظم، پاکسازی مداوم علف‌های هرز و موانع زیان‌بار، پایداری و دفاع از گیاه در مقابل عوامل بیرونی است. در فرهنگ‌های برجسته خاور نزدیک باستان، علاوه بر باغ‌های کوچک خانوادگی زنان، به باغ‌های میوه‌ای برمی‌خوریم که در تمامی نواحی روستایی، در یک الگوی حساب‌شده برای استفاده از سودمندی آن‌ها در جنگ، توزیع شده‌اند (فارسی: پردیس و یونانی: Paradeisoi، به لحاظ باستان‌شناختی، از هزاره دوم پیش از میلاد قابل اثبات است). همچنین با واحه‌های باغبانی و باغ‌های تفریحی گران‌قیمت و بسیار پرهزینه نخبگان مواجهیم. این افراد هر چیزی که می‌توانست اسباب آسایش، خشنودی، قدرت و اعتبار آنان را فراهم آورد، از بیرون جذب می‌کردند. اغلب گواهی‌نامه‌های مکتوب و هنرمندانه فقط به این باغ‌های طبقه اعیان پرداخته‌اند.
باغ‌های سلطنتی همچون نمادهای قدرت
باغبانی، بازتاب‌دهنده دینداری خاص نخبگان بود. در مصر باستان، باغ‌های دوقلو که نماد زندگی پس از مرگ و حیات کنونی‌‌اند، فقط برای طبقه اعیان وجود داشت. در حوزه‌های خاور نزدیک باستان، همانند هند و چین، باغ سلطنتی، گواهِ قدرت مطلقِ حاکم درباره مرگ و زندگی و خودنمایی‌های سلطنتی در مورد نگهداری و احیایِ حیاتِ زمین بود. تفوقِ مطلق حاکم، در درختِ سلطنتیِ حیات تجسم می‌یافت؛ درختی همیشه سبز مثل نخل، سرو لبنان، برگ بو و انجیر که سرسبزی آن با آب شیرینی که از چشمه مقدس و از چاه‌های چهارشاخه کیهانی می‌آمد، تضمین می‌‌شد. در جام‌ها و نشان افتخارهای افراد و رقبای تحت سلطه ظاهر می‌شد، در کوه خدایان و دهلیزهای تودرتوی فناناپذیری به صورت نمادین نشان داده می‌شد و بر حیوانات زندگی و حیوانات مرگ از جمله مارها، پرندگان و شیرها دلالت داشت. سبک شاهانه و کاربردهای آیینی، بر حق انحصاری سلطنتی پیرامون اداره امور زندگی تأکید می‌کرد. بنای یادبود واقع در باغ، نماد جاودانگی پابرجا بود. فعالیت روحانیون که به حراستِ نظامی نخبگان قدرت از نیروهای بیرونی متکی بود، به همان ترتیب، استراتژی‌های مرزبندی و کنترل قدرت سلطنتی توسط کشیشان را توسعه بخشید. این کار، گاه با تغییر و تبدیل زمین انجام می‌پذیرفت که در شکل بیرون کشیدن آن از زیر نفوذ قدرت سلطنتی و تبدیل آن به بُستان‌کاری معبد و صومعه صورت می‌گرفت. بابل،‌ مصر، بودیسم، مسیحیت و اسلام، نمونه‌هایی از این تغییر کاربری هستند. گاه از طریق گزارشات روایی که یا آب و میوه‌های جاودانگی را از باغ سلطنتی دور می‌کرد و آن‌ها را به محدوده‌های جهان منتقل می‌ساخت یا به واسطه سرداران تشنه قدرت، آن‌ها را از توقیف خارج می‌ساخت (کوه جاودانگی، «باغ‌های معلق» دائوئیسم چینی، حماسه گیلگمش، سیب‌های هیس پریدز «HwsPeridas») و گاه نیز با جابه‌جا کردن درخت حیات یا درخت معرفت نیک و بد (پیدایش ۲۴: ۳۰ ـ ۸: ۲)
ادیان رستگاری
سه دین بزرگ مرتبط با رستگاری فردی، یعنی بودیسم، مسیحیت و اسلام، به واسطه مجهزکردن پیروانشان با تاریخ بنیانگذار سرگردان، این گرایش قدرت‌ستیز را رادیکال کردند: بودا از باغ والدین شاهوار خویش بیرون رفت؛ آدم و حوا از خانه خود، از باغ میوه خداوند ـ تمدن ـ به بیابان‌ها آمدند؛ محمد(ص) و پیروانش از باغ ـ واحه مکه مهاجرت کردند. به جای باغ‌های اربابان دنیوی، وعده این ادیان ـ حتی به افراد فقیر ـ بهشت خیالین، کامیابی و کمال در آینده یا در عرفان باطنی است.
در پایان، در آینده‌ای دور، عصر تبدیل قدرت مهیب زندگی و مرگ ظهور می‌کند. به عنوان جامعه عادل (قمران)، به عنوان کلیسای همه تعمید یافتگان (مسیحیت)، به عنوان جشن مراسم نماز (کلیسای شرقی)، به عنوان روح پرهیزگار (اسلام و مسیحیت)، مؤمنان به بهشت فرجامینی اعتقاد دارند که پیشتر به لحاظ معنوی ـ اینجا و اکنون ـ وجود دارد. مؤمن عارف، در ذات خویش، هم باغبان است و هم باغ خلوت الهی. جایگاه و موقعیت باغ را می‌توان در یک فاصله دور جغرافیایی نیز جستجو کرد («جزایر تبرک»، باغ عدن در دورترین نقطه دسترسی جهان). حتی مستی مقدس و هوسناکی رفیع، نقاط تماس دینی خود را در بهشت پیدا می‌کنند (رمان‌های رُز؛ «باغ لذت»). با این وجود، این بهشت‌های ایمانی پاک ضد یأس و ناکامی، در بردارنده چرخه ناامیدی و توهمی هستند که به زودی قابل رویت می‌شوند. (ادموند اسپنسر، ملکه سرزمین پریان، ۱۵۴۰). برعکس، تقسیم طول عمر باغ واقعی در دین راستین رستگاری، همواره با جایگاه سلسله مراتبی افراد متناسب می‌شود. فقط اُسقف‌ها و رؤسای دیر، امیرها و شیخ‌ها، در کل زندگی خود به صورت مادام‌العمر امن و آسوده در باغ‌های خود می‌نشستند. مؤمنان ساده، به سفر دراز فعالانه به مکان بهشتی زیارت، اکتفا می‌کردند و باغ‌های مقدس امپراطوران چین، کیلومترها امتداد داشت. کارمندان ناتوان چینی و بزرگ‌زادگان ژاپنی، فقط با باغ‌های کوچک ذن بودایی یا دائوئیستی خود باقی می‌مانند؛ باغ‌هایی که در آن‌ها در خلوت عزلت می‌گزیدند.
باغبانی
رشته‌ خاصی از توسعه غربی با تصاحب یک باغ به واسطه باغبانی آن به دست یک فرد پیوند می‌خورد و بنابراین شکاف موجود تاریخ فئودال فیمابین ارباب و برده و نیز شکاف تاریخ دینی فیمابین روحانیون و مردم عادی را از میان برمی‌دارد.
باغ از تئوری و عملِ اقتصادی گزنفون در یونان اشرافی کهن ـ که پیوسته با یکدیگر در پیوند بودند ـ ظهور کرد؛ به خاطر تجربه گیاه و زراعت، خصایل کار کشاورزی و پرتو الهی باغبانی خلاق. سپس از طریق سیسرون و پلینی بزرگ، به بندیکت‌ها و سایر جوامع مرتبط با فرهنگ و دین غرب مسیحی انتقال یافت. پس از اشغال سرزمین‌های روم در قرون شش و هفت میلادی، این صوامع دینی همانند یک شبکه در سراسر اروپا انتشار یافتند. در این‌جا، راهبان «کار و عبادت» باغ زمینی و بهشت آسمانی را در یک محل به یکدیگر پیوند زدند، جایی که تصور می‌رفت بهشت آینده در پایان زمان، پیش‌تر در خالص‌ترین شکل خود، درست در همین نقطه تحقق یافته بود. در قرن شانزدهم، ملاکان جدید انگلیسی، مالکیت صوامع و دیرهایی را به دست گرفتند که توسط هنری هشتم به تصرف درآمده بود. آن‌ها به اقتصاد باغبانی صوامع ـ که از پیش موجود بود ـ و تئوری بهشت درون پویایی جدیدی بخشیدند تا نهضتی ایجاد کنند که از بخش وسیعی از مردم تشکیل می‌شد و در جهت اصلاحِ مداومِ محصول باغداری در چهارچوب آن چه که طبیعی است می‌کوشید و باغ با تغییر و نقل مکان به جایگاه خدا، به عرضه و ارائه هر چه که ممکن بود می‌پرداخت.
از آن به بعد، باغ‌ها به آیینة عالم صغیر بدل شدند که بازتاب‌دهنده موضع استفاده‌کننده از آن نسبت به طبیعت بودند: حماسی، بهبود به خاطر مناظر نو مشرکی و نهرهای آبیاری مخصوص به آن؛ عاطفی، سازگاری و هماهنگی به واسطه وجود راهِ خروجی و آلاچیق؛ نوستالژیک، در گونه‌ای بازگشت به باغ طبیعی روسو، تجربی و منتخب، به مانند چارلز داروین در WN بر اساس طبیعت و در گونه‌ای روح اصلاح حیات، با نهضت باغشهر که به سال‌های ۱۸۸۰ و ۱۹۳۳ در جریان بود، یا با زراعت سبزیجات در مهاجرنشین رادن (که در سال ۱۸۹۳ بنیان نهاده شد).
به مانند روزگار هلنیزم و رنسانس، امروزه بسیاری از باغ‌خواهی‌ها و وعده‌های بهشت با یکدیگر در حال رقابتند. به عنوان مثال گزینة دکامرون پیرامون «مناظر شکوفان» در اروپا، گزینه زیارت‌های سالانه، کپسول‌های در «باغ لذت» برلین، گزینه گزنفون، باغداری اشرافی، گزینه ادن، باغ کوچک تعالی فردی، گزینه دیانا، کیش قهرمانان با نهرهای باغ؛ گزینه داروین، حوزه‌های تجربی برای مهندسی ژنتیک. درخشش مثالین یک باغ بهشتی، که در آن خوب و جسمانی با سودمند و لازم وحدت می‌یابد، احتمالاً در عین حال الهام‌بخش یک دین مدنی جهانی برای آینده است. مدخل‌ها و اصطلاحات مربوط به این موضوع، متعدد و پیچیده است. در دانشنامه‌ها، خوردن، محیط‌زیست، طبیعت و طبیعت‌گرایی، جنگل، درخت، آسمان و ملکوت، منظره، رستگاری و … به باغ و بهشت اشارت داشته و با آن مرتبط است.
بهشت و آسمان: ابعاد مفهوم
مفهوم آسمان، به همراه برابرنهادهای احتمالی (زمین، جهنم) و همپوشی‌‌های محتمل آن (بهشت، ماوراء) به مهم‌ترین گروه نمادهای تأثیرگذار دینی در تاریخ مفاهیم و دینداری تعلق دارد. این مفهوم ـ که عمیقاً از سوی فرهنگ عامه مورد پذیرش واقع شده ـ در بسیاری از ادیان نفوذ کرده و بعداً حتی تا خارج از سنت‌های آشکارا دینی نیز امتداد یافته است. در سنت یهودی ـ مسیحی، این مفهوم از چندین بُعد معنایی ترکیب می‌شود.
الف) اول از همه، در چهارچوب تجربه روزانه جهان توسط بشر. حتی امروزه آسمان یا بهشت گستره‌ای است که تا زمین امتداد دارد، فضایی که با طلوع و غروب خورشید علامت‌گذاری شده،‌ مکانی هوایی که ابرها و حیوانات بالدار در آن حرکت می‌‌کنند و عرصه‌ای که با نور ستارگان روشن می‌شود. مفاهیم اولیه کیهان‌شناسی و علم ـ که مورد تأیید این تجربة واضح قرار گرفته‌اند ـ موفق شدند که آسمان را در قالب نیمکره‌ای تصور کنند که تا بالای زمین امتداد داشت، ستارگان بر روی آن سوار شده‌اند (فلک) و آب‌های آسمانی در بالای آن قرار دارند، یا صفحه‌ای بشقاب‌مانند که بر روی ستون‌هایی قرار گرفته است.
ب) ‌ منضم به این مفهوم درباره فضا، آسمان یا بهشت، مکانِ ظهورِ واقعیت نیروهای اجتناب‌ناپذیر طبیعی، تاریخی و اجتماعی است. انسان‌ها از آن باران می‌گیرند و خود را به قدرت‌ها و تأثیرات آب و هوا به عنوان شرایط مهمی که بر چهارچوب زندگی آن‌ها تأثیر می‌گذارد ـ وابسته می‌‌دانند.
ج) در همان زمان، آسمان محل سکونت یا اقامتگاه خدایان و عالی‌ترین موجودات است. آسمان، قلمرو دربار سماوی، با قدرت‌ها و موجودات فرشته‌سا و مافوق طبیعی گوناگون است. در مفهوم کتاب مقدسی، آسمان اریکه خداست. این که خداوند در آسمان اقامت دارد، متضمن عمل فروانروایی و هماهنگ‌کنندگی و گونه‌ای همپیوندی اساساً مطمئن و استوار، در حوزه آفرینشی است که این چنین برای انسان‌ها دست‌نایافتنی است.
د) بهشت یا آسمان، به عنوان مکان حضور الوهی یا استقرار خداوند، می‌‌تواند همه چیز باشد مگر برابر با خود خدا، آن‌گونه که مثلاً در مقایسه تعالی آسمان با تعالی خدا صورت می‌گیرد. اما در یهودیت، از قرن دوم پیش از میلاد، واژه آسمان به منظور اجتناب از تلفظ نام وصف‌ناپذیر خدا مورد استفاده بوده است. در مقابل مفهوم یک آسمان با خدایان متعدد، سنت یهودی ـ مسیحی معتقد است که زمین و آسمان مخلوقات خداوندند و بخشی از جهان به شمار می‌روند. آسمان دست‌نایافته از همان شالودة مخلوقیت برخوردار است که زمین در دسترس. از این رو، امید یهودی ـ مسیحی خلق جدید آسمان و زمین است (اول پطرس ۲۲: ۳). این دریافت‌های دینی به گونه‌ای مدل تعالی مدرج منتهی می‌شود که در آن، تعالی مطلق خدای آسمان و زمین ـ که برای نوع بشر غیرقابل تصور است ـ از تعالی نسبی خدای موجود در آسمان ـ یعنی از حضور خدایی که در فضای جهان مخلوق قرار دارد و می‌تواند به هم در آید ـ متمایز می‌شود. پس مفهوم خدای مستقر در آسمان می‌تواند هم در قرابت نسبی او به بیان درآید و هم در تعالی و دوردستی‌اش (ارمیاء ۲۴ ـ ۲۳: ۲۳).
هـ) آسمان غالباً مکان زندگی پس از مرگ انسان قلمداد می‌شود: انسان‌های پرهیزگار ـ یعنی آنان‌ که بر طبق خواست خدا زندگی کرده‌‌اند ـ تا ابد با خدا خواهند بود. در مفهوم یک پاد- جهان مثبت بدون ابهام، جهانی عاری از ابهامات و رنج‌ها، آسمان زندگی سعادتمندی را امکان‌پذیر می‌سازد که ناتوانی و مرگ هرگز قادر به از میان بردن آن نیستند. در این‌جا مفهوم آسمان با بهشت همپوشانی دارد (مک دانلر لانگ ۲۰۰۱)؛ زیرا بهشت، گونه‌ای شرایط آغازین رستگاری و شادکامی را ترسیم می‌کند که اکنون از دست رفته و مردگان ـ تحت شرایطی خاص ـ بدان بازمی‌گردند (باغربهشت). در این ارتباط مفهوم جهنم در قالب پاد ـ جهانی منفی شکل می‌گیرد که در مقابل بهشت قرار دارد و انسان‌ها در آن‌جا، در یک فاصله دقیق و قطعی با خداوند به سر می‌برند. در بسیاری از سنت‌های دینی، این بهشت تا حدودی برای برگزیدگان پارسا قابل حصول است، از طریق کسی یا چیزی که آن‌ها را به بهشت می‌برد، یا سفری که به واسطه رویا، مکاشفه (دوم قرنتیان ۲: ۱۲) یا اشکالی از خلسه و جذبه صورت می‌پذیرد.
مفاهیم آسمان
در نوشته‌های یهودیت پیشامسیحی (که در قرن دوم ق.م آغاز شد)، مفهوم آسمان توسعی پر قدرت را از سر می‌گذراند. آسمان به مکان استقرار عدالت بدل می‌شود، مکانی تشکیل شده از سطوح گوناگون که از مرتفع‌ترین آسمان‌ها تا همین آسمان خدا گسترش یافته (اول حنوخ۱۶). اجتناب احترام‌آمیز از تلفظ نام خدا ـ که در قرن سوم ق.م آغاز شد ـ به جایگزین‌سازی واژه «آسمان» منجر شد (اول مکابیان ۱۸: ۳). اما در همان زمان، نامیدن خدا با مفهوم آسمان در هم‌آمیزی محدوده‌های دقیق خدا و آسمان ـ آن‌گونه که در شیوه تفکر مبتنی بر مخلوقیت آسمان و زمین ارایه شده بود ـ را در پی داشت.
مفهوم خدا در اسلام حاکی از همجواری نزدیک آن با سنت یهودی ـ مسیحی است، با دریافتی اشتیاق آفرین پیرامون بهشت و اندیشه داوری در مفهوم آشکارسازی اعمال انسان‌ها که صحنه وقوع آن در کانون توجه قرار دارد. اگرچه قرآن مستقیماً به معرفی بهشت نپرداخته، اما ترسیم قرآنی باغ بهشت ـ که پرهیزگاران اجازه ورود بدان را دارند ـ به چندین سطح یا منطقه تقسیم شده است. وعده تحقق و افزایش سعادت و شادکامی دنیوی در مناطق بهشتی، در بخش‌های گوناگون دینداری عامیانه، تاوان کف نفس و رنج دنیوی (مثلا در جنگ) قلمداد می‌شود، اگرچه الهیات رسمی اسلامی بر ویژگی استعاری این تصاویر تأکید کرده است و آن‌‌ها را در همین چهارچوب تفسیر می‌کند.
علاقه اصلی در سنت‌های دینی چینی، ایجاد هماهنگی بین آسمان و زمین است. هماهنگی در مسائل انسانی و رفتار قانون‌مدار به هماهنگی با آسمان منجر خواهد شد که نیروهای آن هم از طبیعت تأثیر می‌پذیرند، هم از فرهنگ. تصمیمات گیتی توسط آسمان اخذ می‌شود و نیروها و رویدادها مثل زلزله و سیل‌ها ـ از آسمان ظاهر می‌شوند. این رویدادها و واکنش آسمان به رفتار ناموفق انسان‌‌ها، به ویژه واکنش او به «خرد» و اعمال کسانی که مسئول حوزه سیاسی هستند، قلمداد می‌شود. رویداد‌ها بیش از آن که نتیجه مستقیم اعمال انسان‌ها دانسته شوند، به اداره آسمان نسبت داده می‌شوند که به عنوان اصل فعال نظم جهان و در قالب قدرتی که فرمان می‌زند ـ با تنبیه و تأدیه یا دعای خیر به رفتار انسان‌ها واکنش نشان می‌دهد.
جز این‌که رد و نشان عقلانیت نمادِ یهودی ـ مسیحی آسمان در وهله نخست در ابعاد گنبد مینایی یافت می‌شود که از سوی کیهان‌شناسی طبیعی معین شده است؛ روشن است که آسمان یکی از نخستین نمادهای جهان‌شمول واقعی است که در قالب عرصه‌های تعیین‌ناپذیر، غیرقابل دسترس، ره‌نایافتنی و تصرف‌نشدنی خلقت به فهم در می‌آید. کلیتی که نیروهای آن حیات بیولوژیکی و فرهنگی را به شیوه‌ای حسی مشخص و بارور می‌سازند. (م. ولکر، جی. مولتمان)
در دریافت فعلی جهان، الف) در یک شناخت منتج از «منطق صوری» واقعیت، روشن است که امکان‌پذیری بلکه به مراتب بیش از آن، ب) آینده به عنوان یکی از پارادایم‌های استعلا، دست‌کم تا حدودی جایگاه یا کارکرد یک آسمان غیرقابل دسترس برای جایگزینی را به تصرف خود درآورده است. (جی. مولتمان)
دریافت‌ها و رفتارهای عملیاتی درباره مفهوم آسمان
الف) شمایل‌نگاری در معماری مسیحی: تا همین امروز ارائه یک دریای کروی (Spherical. یونانی، sphaira به معنی «کره») بلوری،‌ بسته (و جامد) که بالای فلک قرار گرفته، به لحاظ فرهنگی دارای اهمیت بوده است. در طی قرن‌ها شکل کروی (و معمولاً آبی) جهان، به عنوان نماد مسیح، به نماد حکومت و فرمانروایی بدل شده است. در معماری غرب، با پذیرش مدل‌های باستانی، سقف گنبدی، محراب و طاق ضربی به شمایل گیتی و در همان زمان، به محل تجلی اشکال آسمانی (Pantokrator [یونانی، مسیح ناظر بر همه، یا مسلط بر همه]، مادر خدا و غیره بدل شده است. نمادگرایی کیهان همچنین در پنجره‌های شرابی‌رنگ کوتیک بازتاب یافته است.
نقادی انگاره‌های آیینی
ب) بسیاری از شکل‌های زهد، که نقطه عطفشان تفاسیر یکجانبه گزاره‌های کتاب مقدس درباره آسمان به عنوان وطن مسیحیان (فیلیپیان ۳:۳۰) در زندگی آینده و به مثابه خانه جاودانی (دوم قرنتیان ۵:۱) بوده است، شکل‌گیری یک تفکر فردگرایانه پیرامون تسلی و تاوان را شاهد بوده‌اند که جریان مدرن نقادی دین با انتقاد سنگین از گریز از جهان، به آن واکنش نشان داده است. در این انتقاد، آسمان صحنه نمایش آرزوهای انسانی است (لودویگ فویر باخ). در این‌جا انسان شاهد ناهماهنگی و تضاد در پاد ـ جهان‌های مثبت و آسمانی است که می‌توان معیارهای ضروری برای یک جهت‌یابی زنده را از آن‌ها بیرون کشید اما در عین حال این معیارها نمی‌توانند به زوال اقدام پاسخگو منجر شوند.
دریافت‌ها در فرهنگ عامه
ج) بُن‌مایه‌ آسمان، با برابر ـ نهادها (زمین، جهنم) و همپوشانی‌های آن (بهشت، حیات بعدی)، در طی قرن‌ها گونه‌ای تنوع و تکثر پردازش در تخیل هنری ـ به ویژه در ادبیات ـ را از سر گذرانده است. اگر چه توسل به خدا در آسمان یکی از اجزای قطعی تشکیل‌‌دهنده دعای پروردگار مسیحی است، معنای آسمان در زهد عامیانة مسیحی از دست رفته است. اما با توقف این مفهوم آسمان در اشکال رایج زهد، پذیرش عمیق بن‌مایه آسمان، به صورتی چشمگیر و با سماجت، در فرهنگ سمعی و بصری عامه در زمان حال، با سرعت پیش می‌رود. در این‌جا می‌توانیم به عنوان مثال فهرستی از توسعه شاعرانه مفهوم آسمان با گروه‌های موسیقی مثل کویین («آسمان برای همه» در سی‌دی «بر ساخته آسمان، ۱۹۹۵‌)، لد زپلین («پلکانی به سوی آسمان») یا دایر استریت («بلیطی برای آسمان»، در سی‌دی در هر خیابان، ۱۹۹۱) و هنرمندانی مثل بلیندا کارلیزل («آسمان جایی بر روی زمین است»)، باب دیلن («دق الباب بر درهای آسمان»، در صفحه Billy the kid، ۱۹۷۳)،‌ تریسی چپمن («آسمان این جا بر روی زمین است»، در سی‌دی آغاز جدید، ۱۹۹۵‌)، یا اریک کلپتون («اشک‌ها در آسمان»، درسی دی قطع اتصال، ۱۹۹۲) را ارائه دهیم. در این قطعات وصفی درباره بن‌مایه آسمان، آن مفهوم در یک وضعیت نجات‌بخش، فرخنده و سعادت‌بخش در نظر گرفته شده که با مفهوم بهشت در یک چشم‌انداز فراروان‌شناختی، جنسی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی یا بوم‌شناختی ارتباطی نزدیک دارد. این وضعیت، البته در پذیرش بالفعل نقادی فلسفی دین، یا مبتنی بر خود زمین است یا برای آن الزامی است. در حالی که در آگهی‌های تجاری و مقایسه‌ها و شباهت‌های به کلی ساده میان شادکامی و آسمان امری رایج است، پذیرش‌ها و تفصیل‌های پیچیده درباره بن‌مایه آسمان نیز نیز وجود دارد. مثلاً در برلین زیر بال فرشتگان اثر ویم و ندرس (آلمانی؛ Himmal uber Berlin، ۱۹۸۷، ن ک: تصویر رشته) یا در خیلی دور خیلی نزدیک (آلمانی، ۱۹۹۲, in weiter Ferne, sonah).
سخن آخر اینکه مفاهیم و اصطلاحات فرشته، دوزخ، ملکوت، جهان واپسین پاداش و کیفر الهی، اسطوره‌های اقوام گوناگون و بسیاری دیگر، نیازمند درک مفهوم بهشت در گستره ادیان و مذاهب و باورها هستند.

code

نسخه مناسب چاپ