آیا انتفاضه جدیدی در کرانه باختری در راه است؟
 

برخی تحلیلگران اعتقاد دارند چالش اصلی رژیم صهیونیستی در آینده نزدیک در کرانه باختری رخ خواهد داد زیرا تحکیم ریشه‌های ناسیونالیستی و تداوم تجاوزات اسرائیل موجب محبوبیت و تقویت جریان مقاومت شده است.حسین عباسی نسب در ایرنا نوشت: در هفته‌های اخیر برگزاری تظاهرات گسترده در مناطق مختلف سرزمین‌های اشغالی، یکی از آشفته‌ترین دوره‌ها را به ویژه در کرانه باختری برای اسرائیل رقم زده است. نکته اینجاست که روز به روز بر میزان مخالفت‌ها با رژیم صهیونیستی افزوده می‌شود و همزمان گرایش مردم به مقاومت و حمایت از مبارزان فلسطینی در سراسر سرزمین‌های اشغالی رو به افزایش است. تنش در محله «شیخ جراح بیت‌المقدس شرقی» که منجر به تشدید تنش خونین در ماه مه ۲۰۲۱شد؛ تظاهرات هفتگی که از ماه‌ها قبل در روستاها در نزدیکی نابلس برگزار می‌شود و آخرین درگیری‌هایی که چندی قبل در روستای «برقع» رخ داد، همگی نشان داده‌اند که فلسطینی‌ها در کرانه باختری به سرپیچی از اشغالگری نظامی غیرانسانی و غیرقانونی اسرائیل و مقاومت در برابر این رژیم ادامه می‌دهند.پایگاه تحلیلی خبری «میدل ایست مانیتور» گزارش داد: پس از آن که گروهی از شهرک نشینان غیرقانونی اسرائیلی به سمت تپه‌ای متعلق به فلسطینی‌ها در حومه روستای برقع حرکت کردند، درگیری‌ها آغاز شد. روستاییان محلی قبل از اینکه شهرک نشینان بتوانند زمین‌ها را اشغال کنند، آن‌ها را به چالش کشیدند. درخواست فعالان فلسطینی از مردم ساکن در مناطق همجوار برای دفاع از تپه و خنثی کردن حمله شهرک نشینان، به سرعت اقدام صهیونیست‌ها را عقیم گذاشت.طبق این گزارش، منظره روستاییان فلسطینی که برای دفاع از سرزمین خود جمع شده بودند، خاطرات انتفاضه اول و دوم فلسطین را زنده کرد. اهالی روستای برقع و حامیان‌شان از همان تاکتیک‌هایی استفاده کردند که در دو قیام بزرگ فوق مشاهده شد: پرتاب سنگ، آتش زدن لاستیک‌ خودرو، استفاده از کوکتل مولوتف و تهییج مردم از طریق اعلامیه‌هایی که بلندگوهای مساجد هم آن را منتشر می‌کنند .تحولات نشان دهنده این واقعیت است که فلسطینیان در کرانه باختری جرات مقابله با حملات شهرک‌نشینان به خانه‌ها، زمین‌ها و مزارع خود را پیدا کرده‌اند. این امر ممکن است به سطحی از مقاومت منجر شود که شاید به یک قیام کامل منجر نشود اما از یک اعتراض معمولی و ناگهانی شدیدتر است.

حمایت نسل جدید فلسطینیان از مقاومت

پویایی‌هایی در پس احیای مقاومت مردمی شکل گرفته است که بر جوانان کرانه باختری اشغالی برای مقابله با حملات روزانه نیروهای اشغالگر اسرائیل و ۶۲۰هزار شهرک نشین یهودی در بیش از ۲۰۰شهرک غیرقانونی ساخته شده در سرزمین فلسطین، اتکا دارد. سلسله اعتراضات در امتداد مرز اسمی نوار غزه با اسرائیل که از سه سال قبل آغاز شد و باعنوان راهپیمایی بزرگ بازگشت شناخته می‌شود نیز نقشی اساسی در تولد دوباره مقاومت مردمی در سراسر سرزمین‌های اشغالی فلسطین ایفا کرده است. به نوشته میدل ایست مانیتور، راهپیمایی‌های هفتگی به فلسطینی‌های غزه این امید را داده است که می‌توان محاصره ۱۵ساله اسرائیل را به پایان رساند. آن‌ها دریافتند که مقاومت مردمی مؤثر بوده و اجازه داد که صدای آنها شنیده شود. نتیجه این شد، گذرگاه مرزی رفح که تنها راه دسترسی آن‌ها به جهان است و توسط مصر و اسرائیل کنترل می‌شود، تا حد زیادی به دلیل این اعتراضات باز شد.این تظاهرات همچنین اسرائیل را مجبور کرد که اجازه دهد کمک مالی قطر به نوار غزه فقیر برسد؛ اعتراضات به عنوان اهرم فشاری در دست فلسطینی‌ها عمل کرد تا بر دولت اشغالگر فشار بیاورد که همه گذرگاه‌ها را باز کند و محدودیت‌هایی را که از سال ۲۰۰۷اعمال کرده بود کاهش دهد. این مدل برای فلسطینیان در کرانه باختری و بیت‌المقدس الهام بخش بود.

حمله نظامی اسرائیل به فلسطینیان در تابستان گذشته و تحولات جدی پس از آن، پویایی مهم دیگری را در پشت سر مقاومت مردمی در کرانه باختری به نمایش گذاشت. بمباران ۱۱روزه، فلسطینیان در نوار غزه و کرانه باختری را با دیگر حامیان از مردم تحت اشغال متحد کرد. آنها خود را در اعتراض و مبارزه برای همین هدف هم‌صدا یافتند و فریاد زدند از مسجد الاقصی و محله شیخ جراح در قدس اشغالی محافظت کنید.براساس گزارش فوق، حملات اسرائیل به نمازگزاران فلسطینی غیرمسلح در مسجدالاقصی در ماه رمضان نه تنها خشم همه فلسطینی‌ها را برانگیخت، بلکه علت اصلی درگیری بود. سیاستمداران و رسانه‌های اسرائیلی و غربی چنان وانمود کردند که مقاومت فلسطینی‌ها مشروع نیست؛ اما این سیاست‌های اشغالگری و آپارتاید اسرائیل است که مردم فلسطین را در همه جا تحت فشار قرار می‌دهد. مسجدالاقصی در قلب هویت اسلامی، عربی و ملی مردم بومی فلسطین قرار دارد. حملات اسرائیل به این مکان مقدس باعث شد تا جوانان در سرتاسر فلسطین گفتمان ضد اشغالگری را احیا کنند.همین سیاست‌ها موجب تحریک و ابراز حمایت فلسطینی‌ها از رزمندگان و حتی روند مقاومت هم شده است.پایگاه تحلیلی «میدل ایست آی» نیز در یک گزارش تحلیل میدانی رزمندگان مقاومت را به خاری در چشم رژیم اسرائیل و تشکیلات خودگردان فلسطین تشبیه کرد و دلیل آن را حمایت‌ گسترده مردمی از آن‌ها دانست.میدل‌ایست مانیتور در این گزارش شرایط در برخی اردوگاه‌های پناهندگان را همچون «جِنین» بیان کرده که ساکنان آن از ترس یورش ارتش اسرائیل یا نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان به طور مداوم مراقب عابران هستند.طبق این گزارش، اگرچه درگیری‌های مستقیم در این اردوگاه‌ها تاحدودی کاهش یافته اما خشونت تابستان گذشته که با حملات اسرائیل به مسجد الاقصی و تلاش برای بیرون راندن خانواده‌های فلسطینی از قدس شرقی اشغالی همراه، جان تازه‌ای به مقاومت مسلحانه در جنین هم داد. اکنون مبارزان مسلح و افرادی که از زندان فرار کرده‌اند یا تحت تعقیب رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان قرار دارند، در اردوگاه‌ها افرادی محبوب هستند.براین اساس، مقاومت در برابر نیروهای اسرائیل برای پنهان کردن افرادی که به اردوگاه پناهنده می‌شوند امری عادی شده است. حتی مردم این اردوگاه در مقابل دستورات و خواسته‌های تشکیلات خودگردان هم مقاومت می‌کنند زیرا آن‌ها را هم با نیروهای اسرائیلی به یک چشم می‌بینند. تجاوز اسرائیل به این اردوگاه «جنین» یافته است زیرا از اردوگاه‌ها به عنوان لانه زنبور یاد می‌کند. تشکیلات خودگردان نیز مقاومت در اردوگاه را به عنوان عامل هرج و مرج و دلیل قانون‌شکنی می‌داند.

در ورودی اردوگاه آوارگان جنین، پرچم‌های گروه‌های مختلف مقاومت فلسطینی در بالای تصویر کلید به عنوان نماد حق بازگشت، نصب شده است. تصویر شهدا و اسیران گچ بری شده است و در مرکز اردوگاه یک تابلوی بلند از تصاویر شهدای حملات اخیر اسرائیل وجود دارد.طبق این تحلیل، تشکیلات خودگردان ازمردم جنین درخواست می‌کند که با اعضای مقاومت و جنگجویان و اعضای فعال گروه‌های فلسطینی همکاری نکنند و حتی به سوی آن شلیک کنند. اما فلسطینی‌ها تاکید دارند مگسک سلاح‌هایشان همیشه به سمت اشغالگران است و نه هیچ‌کس دیگر. همزمان فشار تشکیلات بر جنگجویان و مردم عادی برای تحویل سلاح‌های خود نیز در حال افزایش است، اما بسیاری از مردم فلسطین تردید دارند که حتی اگر با تشکیلات یا رژیم صهیونیستی همکاری کنند جان آن‌ها به خطر نیفتد یا تحت شکنجه قرارنگیرند.گزارش میدل ایست مانیتور حاکی است: فلسطینی‌ها اعتقاد پیدا کرده‌اند تشکیلات خودگردان در واقع اکنون به ابزار اسرائیل برای اجرای سیاست‌ها و دستیابی به خواسته‌هایش تبدیل شده است. اگرچه تشکیلات خودگردان مدعی است هدف آن از بین بردن اراذل و اوباش است که خارج از قانون عمل می‌کنند اما مردم اردوگاه‌ها اعتقاد دیگری دارند.تشکیلات خودگردان سعی می‌کند تا مقاومت را شیطانی جلوه بدهد حال آنکه این باور از سوی جناح‌های فلسطینی رد می شود. اعتقاد مشترک در میان مردم و اعضای مقاومت این است که اسرائیل از تشکیلات خودگردان برای سرکوب مقاومت در جنین استفاده می کند. «بسام السدی» یکی از چهره‌های برجسته جهاد اسلامی در جنین اعتقاد دارد هدف آن ایجاد نزاع و خونریزی داخلی و همچنین مشروعیت‌زدایی از تشکیلات خودگردان در چشم مردم است، واقعیتی که رهبری تشکیلات خودگردان باید به آن توجه کند. «شامی الشامی» عضو سابق شورای قانونگذاری فلسطین(PLC) و یکی از شخصیت‌های ارشد فتح در جنین اعتقاد دارد: خشونت فزاینده اسرائیل چیزی است که احساسات ناسیونالیستی را تقویت می‌کند و جوانان را بیشتر به تشدید فعالیت‌ها و همکاری با مقاومت تشویق می‌کند.

کرانه باختری تهدید اصلی برای صهیونیست‌ها

میدل ایست مانیتور در این گزارش می‌نویسد: مسائل فوق نشان می‌دهند که تسلط تشکیلات خودگردان فلسطین بر کرانه باختری در حال تضعیف است، به ویژه پس از اینکه محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان، انتخابات سال گذشته را به بهانه اینکه اسرائیل اجازه برگزاری آن را در بیت المقدس نداد، به تعویق انداخت. اعتبار تشکیلات خودگردان با قتل فجیع شخصیت مخالف فلسطینی، «نزار بنات» که به وسیله مقامات امنیتی تشکیلات خودگردان تا حد مرگ مورد ضرب و شتم قرار گرفت، بیشتر کاهش یافت.توقف روند صلح و عدم مخالفت با سیاست‌های توسعه طلبانه اسرائیل در کرانه باختری، روایت تشکیلات خودگردان را تضعیف و به اعتبار نیروهای امنیتی آن آسیب وارد کرده است. نتیجه تحولات درخواست برای پایان فوری هماهنگی امنیتی بین تشکیلات خودگردان و اسرائیل بود. جای تعجب نیست که فعالان کرانه باختری اکنون به دنبال راه حل‌های دیگری برای مقابله با حملات روزانه شهرک نشینان هستند. تارنمای تحلیلی «میدل ایست آی» نیز درگزارش دیگری تاکید می‌کند: اکنون دیگر ایران بزرگترین تهدید برای رژیم اسرائیل نیست بلکه در سال ۲۰۲۲مهمترین تهدید از کرانه باختری ناشی خواهد شد. اگرچه رهبران اسرائیل بر طبل جنگ با تهران می‌کوبند اما از آن جا که خشونت شهرک‌نشینان به خاطر مصونیت از مجازات افزایش می‌یابد، آن‌ها بهتر است روی مسائل نزدیک به خود تمرکز کنند.

طبق این گزارش، حقیقت این است که جنگ افروزی اسرائیل علیه ایران تنها برای دو هدف داخلی صورت می‌گیرد یکی بهبود وجهه ارتش اسرائیل و اثبات سرزندگی آن به منظور افزایش بودجه ارتش است. هدف دوم، پنهان کردن مهمترین چالشی است که تل‌آویو با آن مواجه است یعنی مساله فلسطین. این امید وجود داشت که دولت جدید به رهبری «نفتالی بنت» با حضور چشمگیر راست‌گرایان میانه رو و سیاستمداران چپ در کابینه، شهرک نشینان اسرائیلی افراطی ناسیونالیست را آرام کند اما این اتفاق رخ نداده است. شهرک نشینان اسرائیلی در کرانه باختری اشغالی در دو ماه گذشته به طور فزاینده‌ای فلسطینیان بی‌گناه را مورد آزار و اذیت قرار داده‌اند. درختان زیتون را قطع کردند؛ جوانان صهیونیست هم برای تحریک فلسطینیان وارد روستاها شدند. در موارد متعدد، خودروهای فلسطینی‌ها آسیب دید و مردم مورد تعرض قرار گرفتند .همه این حوادث در مقابل چشم نیروهای امنیتی اسرائیل رخ می‌دهد اما آن‌ها چشمان خود را می بندند و به گروه‌ها اجازه می دهند حملات خشونت آمیز خود را تکرار کنند.به طور حتم همه این رفتارها به تقویت مقاومت و حتی افزایش موارد استفاده فلسطینی‌ها از سلاح گرم برای حمله به شهرک نشینان و نیروهای امنیتی اسرائیل، منجر می‌شود. بر اساس نظر کارشناسان این مرکز پژوهشی «در سال ۲۰۲۲ شاهد جنگ میان ایران و اسرائیل یا اسرائیل و حزب الله نخواهیم بود اما مشکل اصلی در کرانه باختری رخ خواهد داد .»میدل ایست مانیتور نتیجه می‌گیرد هر عملی عکس العملی دارد. مخالفت فلسطینی‌ها در کرانه باختری اشغالی تا زمانی ادامه خواهد یافت که حملات شهرک‌نشینان اسرائیلی به رهبری یک دولت راست‌گرای افراطی و نخست ‌وزیر آن که اعتقاد دارد کل کرانه باختری باید یهودی باشد، صورت می‌پذیرد. هیچ کس نمی‌داند این اعتراضات به کدام سطح خواهد رسید. با این حال، واقعیت این است که نسل جدیدی از فلسطینی‌ها وجود دارند که باور پیدا کرده‌اند مقاومت مردمی کارساز است و به همین دلیل مقاومت تقویت می‌شود .

شیخ جراح ؛ داستان سرنوشتی ناعادلانه

به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا)، مصطفی یوسف اللداوی تحلیلگر فلسطینی در یادداشتی نوشت: آنها عرب هستند، اهل سخاوت، سخاوت و سخاوت! آنها به مهمان نوازی شهره عام و خاص هستند. همیشه درهای خانه های خود را به روی هر میهمان و رهگذری می گشایند و به چهره بیگانگان و مهاجران می نگرند و مهمانان خود را گرامی می دارند و از آنها به خوبی پذیرایی می کنند. از خانه های خود اتاق هایی را به میهمانان اختصاص می دهند و از زمین خود مسکن می دهند و به سوی هر نیازمندی دست یاری دراز می کنند و در بخشش بین غریبه و خویشاوند یا اقوام و دور فرقی نمی گذارند و در پناه خود همه را می پذیرند. کسانی که به آنها پناه می بردند، یاری می طلبیدند و چشم انتظار حمایت بودند، امان می خواستند و در جستجوی امنیت بودند، در میان آنها و با آنها زندگی می کردند و احساس امنیت داشتند، همچنین صاحب رزق و روزی بودند. اعراب فلسطینی با این اخلاق والا، ارزش‌های والای انسانی، در سال ۱۸۸۰ تعدادی یهودی را که از ظلم و ستم در اروپا فرار ‌کرده بودند، را پذیرفتند. یهودیانی که از آزار و اذیت و تبعیض گریخته بودند. این در حالی بود که اعراب در آن زمان اخباری در زمینه بدرفتاری و فساد یهودیان در اروپا را شنیده بودند. قومی که با پول و تجارت فساد کردند و اروپایی ها را در بدهی غرق کردند و بر آنها فشار آوردند. در آن زمان اروپایی ها می گفتند که از رفتارهای روزمره، پلیدی های فردی و معایب اجتماعی و افسانه های مذهبی و مناسک عجیب و غریب یهودیان، به ستوه آمده اند.با این حال، اعراب فلسطینی به شکایت اروپایی‌ها گوش ندادند، روایات رایج آنها را باور نکردند و با پایبندی به اخلاقیات خود و هماهنگ با ارزش‌هایشان، اصرار داشتند که از یهودیان آواره که به آنها پناه بردند، پذیرایی کنند. یهودیان نیز دریافتند که علیرغم شهرت و آوازه بدی که دارند و روایت های فراوانی که پشت سر آنها وجود دارد، این بار اخراج یا رها نمی شوند. اعراب فلسطینی از اجداد خود آموخته بودند که باید از هر ابن سبیلی که چاره و پناهی ندارد به گرمی استقبال کنند.در میان یهودیانی که به فلسطین آمدند، یک گروه از یهودیان فراری از اروپا به رهبری یوسف بن رحامیم بودند که وارد قدس شدند. قدس در آن زمان شهری پر از وسعت و عروس شهرهای اسلامی بود. ساکنان آن سخاوتمندانه در رفاه و نعمت زندگی می کند و از تنگی و گرسنگی رنج نمی بردند. قدس در آن زمان حرم مطهری بود که نه ساکنانش ستم می کردند، نه مردمش گرسنه می ماندند، نه پناهندگان از آن رانده می شدند و نه به مستضعفان در آن ستم روا داشته می شد.

یوسف بن رحامیم یهودی که با گروهی از یهودیان از اروپا آمده بود، به خانه عبد ربه خلیل بن ابراهیم از اعراب فلسطینی در محله شیخ جراح پناه برد. مسلمانان نزدیک به هزار سال پیش نام این محله را «شیخ جراح» نام گذاشتند. نامی که آن را از نام حسام الدین بن شرف الدین عیسی جراحی، پزشک صلاح الدین ایوبی، وام گرفته بودند. محله‌ای با معماری زیبا، درختان سرسبز و پربار، خیابان‌ها و باغ‌هایی بینظیر که آن را از دیگر محله‌های بیت‌المقدس متمایز می کرد. عبد ربه خلیل فلسطینی از یوسف بن رحامیم پناهنده یهودی و کسانی که با او بودند استقبال کرد و موافقت کرد که بر اساس سیستم عثمانی زمینی را در محله شیخ جراح اورشلیم برای مدت ۹۹ سال به او اجاره دهد. این قانون اجازه اجاره طولانی مدت در شهر اورشلیم را می داد، اما از فروش قطعی زمین به بیگانگان جلوگیری می کرد.

یهودیان آواره در قدس شهروند خارجی محسوب شده و مشمول قانون عثمانی بودند که تصرف اراضی اورشلیم را محدود می کرد. آوارگان یهودی در کنار فلسطینی ها در محله شیخ جراح، در چارچوب قرارداد اجاره قانونی، با پرداخت مستمر اجاره بها سالیانه به زندگی خود ادامه دادند و با برخورد خوبی که از سوی اهالی محله مواجه شدند در مدت اقامتشان احساس نارضایتی در آنها ایجاد نمی شد. تا زمان جنگ ۱۹۴۸ که صهیونیستها بخش غربی شهر قدس را اشغال کردند و بعد از اینکه نتوانستند محله شیخ جراح را اشغال کنند، ساکنان یهودی از ترس اینکه فلسطینی‌ها و اردنی‌ها از آنها انتقام بگیرند از آنجا فرار کردند. از آن سال شرایط کاملا دگرگون شد و میان فلسطینی ها و یهودیان تنش های شدید به وجود آمد، همه فلسطینی ها از قدس غربی خارج شده و هیچ یهودی هم در قدس شرقی باقی نماند.

از آن زمان تاکنون درگیری و تنش میان مناطق عربی و یهودی نیز ادامه داشته است.در سال ۱۹۵۶، دولت اردن که پس از جنگ ۱۹۴۸ کرانه باختری و قدس را اداره می کرد، نزدیک به دویست خانواده فلسطینی را که در اثر جنگ آواره شده بودند، در منطقه کرم الجاعونی اسکان داد و قصد داشت مالکیت خانه هایی که در آن سکونت داشتند را به آنها واگذار کند. اما در پی جنگ سال ۱۹۷۶ تمام بیت المقدس تحت اشغال و اداره رژیم صهیونیستی درآمد و عملیات مصادره زمین، توسعه و شهرک سازی آغاز شد، اما ساکنان کرم الجاعونی در محله شیخ جراح به حقوق خود پایبند ماندند، در خانه های خود ساکن شدند و ثابت قدم ماندند. آنهادر سرزمین خود، با رد تمام تلاش ها برای حذف آنها با زور یا با توافق باقی ماندند.نوادگان یهودیان آواره ای که جوزف بن رحامیم آنها را در قدس سکنی داده بود، و در محله شیخ جراح اقامت داشتند، خواستار مالکیت بر خانه‌هایی شدند که والدینشان آنها را اجاره کرده بودند و بر اساس قرارداد اجاره در آن‌ها زندگی می‌کردند. آنها با استفاده از ابزار دادگاههای صهیونیستی برای ساکنان فلسطینی این منطقه، اجاره بها تعیین کردند. با وجود اینکه قراردادهای اجاره شان پایان یافته بود و این زمین ها و خانه ها باید به طور قانونی به صاحبان اصلی آنها یعنی فلسطینی ها باز می گشت. این حکایت محله شیخ جراح است که مردم شریف آن همواره کمک به مستضعفان و تکریم پناهندگان و آوارگان را به عنوان یک اصل رعایت می کردند اما از شانس بدشان به کسانی نیکی کردند که شایسته کرم نبودند ، آنها طینتی بد و ناپاک داشتند و حیله گری، مکر، دزدی، سرقت و غارتگری، غصب و کسب حرام از اصول اولیه حیات کثیف شان بود. اما این باطل ماندگار نخواهد بود و این ظلم غالب نخواهد شد. و روزی بدی به اهلش خواهد رسید و حق نیز به اهلش باز خواهد گشت. و در آن زمان است که باید گفت : سیعلم الذین ظلموا أی منقلبٍ سینقلبون.

نسخه مناسب چاپ